آرشیو دسته بندی : شخصیتی

علل خشونت در جوانان

هر روز در ایالات متحده، اخباری درباره خشونت جوانان پیدا خواهید کرد. چه خشونت خیابانی باشد، یا قلدری یا تیراندازی در مدرسه، جوانان کشورمان گرفتار رفتارهای خشونت آمیز هستند.
انجمن روانشناسی آمریكا (APA) خشونت جوانان را به عنوان یك نوع شدید پرخاشگری با هدف صدمه جسمی، آسیب زدن یا کشتن تعریف می كند. نمونه هایی از خشونت جوانان نیز شامل تجاوز در قرارها ، قتل ها و خشونت های گروهی است.
برای والدین و مربیان نوجوانان، دانستن انکه این نوع رفتارهای خشن شایع است، مهم می باشد. در واقع، طبق آمار مراکز کنترل بیماری (CDC) ، قتل سومین علت اصلی مرگ و میر در میان جوانان 15 تا 19 ساله در ایالات متحده است.
از این رو، والدین و مربیان باید در جلوگیری از خشونت در زندگی نوجوانان نقش فعالی داشته باشند. برای انجام این کار، مهم است که درک کنید چه چیزی باعث خشونت در بین نوجوانان می شود.

درهنگام مواجهه با این مشکلات می توانید با بهترین روانپزشک مشورت نمایید و راهکارهای مناسب را برای مقابله با آن ها فراگیرید.

علت-خشونت-در-جوانان

تأثیر رسانه

تحقیقات نشان می دهد که خشونت در رسانه ها بر نوجوانان تأثیر می گذارد و می تواند باعث شود آنها پرخاشگرانه رفتار کنند. اگرچه تعیین اینکه آیا خشونت در رسانه ها مستقیماً به خشونت جوانان منجر می شود یا خیر دشوار است، اما مطالعات نشان داده است که انجام بازی های ویدیویی خشن افکار و رفتارهای پرخاشگرانه را افزایش می دهد.
در حقیقت، یک مطالعه نشان داد که بازی های ویدیویی خشن نه تنها باعث افزایش رفتارهای پرخاشگرانه می شوند، بلکه همچنین افکار پرخاشگرانه را افزایش می دهند و همچنین ضربان قلب و فشار خون شرکت کنندگان را افزایش می دهند.
علاوه بر آن، این بازی های ویدیویی ” رفتار امدادی ” و احساس همدلی را کاهش می دهند. همچنین، کاربران بازی های ویدیویی خشن تمایل به تعامل با دیگر نوجوانان پرخاشگر دارند که این باعث می شود احساس کنند عقیده و احساساتشان مورد پذیرش و تأیید قرار گرفته است.
در حالی که بازی های ویدیویی اغلب بیشترین توجه را به خود جلب می کنند، خشونت در رسانه ها محدود به بازی های ویدیویی نیست. رسانه های خشونت آمیز همچنین می توانند شامل اینترنت، تلویزیون، مجلات، فیلم، موسیقی، تبلیغات، شبکه های اجتماعی و غیره باشند. اصولاً رسانه از هر چیزی که نوجوان شما می بیند، می شنود یا با ان تعامل دارد تشکیل شده است.

جوامع و محل زندگی

جایی که نوجوانان زندگی می کنند نیز می تواند بر آنها تأثیر بگذارد و آنها را به سمت رفتارهای پرخاشگرانه سوق دهد. CDC به چندین عامل خطر برای خشونت جوانان در جامعه اشاره می کند از جمله کاهش فرصت های اقتصادی، سطح بالای جرم و محله های اشفته از نظر اجتماعی.
علاوه بر این، تحقیقات نشان می دهد که خشونت جوانان می تواند به نوعی “عدالت خیابانی” در پاسخ به عدم حفاظت پلیس در برخی از محله ها تبدیل شود. وقتی این اتفاق می افتد، نوجوانان می توانند با استفاده از خشونت به عنوان راهی برای برقراری نظم در منطقه، امنیت محله را تأمین کنند. در نتیجه، خشونت جوانان اغلب به صورت خشونت گروهی، دعوا بر سر محل، جنگ با اسلحه و انواع دیگر خشونت بروز می کند.
هنگامی که نوجوانان در محله هایی با مشکل اقتصادی و اجتماعی زندگی می کنند ، ممکن است احساس کنند تنها گزینه آنها برای بقا عضویت در یک باند یا خشونت است. وقتی این طرز تفکر عادی باشد ، نوجوانان احتمالاً پرخاشگرانه عمل می کنند و در رفتارهای خشونت آمیز شرکت می کنند.

خشونت خانگی و کودک آزاری

 

کودک-آزاری
کودکانی که در خانه با خشونت زندگی می کنند، از ان یاد می گیرند و ممکن است در بزرگسالی افرادی خشن شوند. همچنین به احتمال زیاد در نوجوانانی خشونت در قرارها را تجربه می کنند، چه به عنوان یک قربانی چه متجاوز.
از دیگر عوامل موثر در این زمینه می توان به سبکهای سخت گیرانه تربیتی، همراه با هرج و مرج در خانه، بی توجهی و طرد شدن اشاره کرد. هر یک از این شرایط به علت عدم ثبات و ساختار در خانه می تواند منجر به خشونت در جوانان شود. خشونت آمیز بودن به نوجوانان احساس قدرت و کنترل می دهد – چیزی که در خانه از آن بی بهره اند.
برای مقابله با این خطر، مهم است که والدین سبک فرزند پروری خود را در نظر بگیرند و تدبیراتی را در نظر بگیرند تا بعداً احتمال بروز خشونت در زندگی نوجوانان خود را کاهش دهند. مربیان می توانند با ارائه کارگاه های آموزشی والدین از انها پشتیبانی کنند.

فشار دوستان

فشار همسالان نقشی اساسی در خشونت جوانان دارد، به خصوص به این دلیل که بچه ها بیشتر در یک گروه رفتارهای خطرناک یا خشونت آمیز انجام می دهند. نوجوانانی که به طور معمول پرخاشگر یا خشن نیستند، وقتی در گروهی از هم سن و سالان قرار بگیرند، از خود خشونت نشان می دهند.
علاوه بر این، نوجوانان وقتی احساس فشار می کنند بیشتر عصبانی شده و پرخاشگری می کنند. آنها همچنین ممکن است برای حفظ جایگاه خود در گروهشان خشونت بار شوند. فشار همسالان می تواند نوجوانان را به سمت رفتارهای مخاطره آمیز سوق دهد.

مصرف مواد مخدر و الکل

 

مدت هاست که مصرف الکل و مواد مخدر با خطر خشونت در جوانان همراه است. هم الکل و هم مصرف مواد مخدر می توانند پرخاشگری را افزایش و ترس را کاهش دهند، که این امر احتمال خشونت جوانان را افزایش می دهد.
در حالی که نوجوانان معمولاً برای احساس خوب بودن به مصرف مواد مخدر و الکل می پردازند، مصرف طولانی مدت مواد غیرقانونی اغلب احساس افسردگی، عصبانیت و سرخوردگی را به همراه دارد. این احساسات می تواند نوجوانان را به سمت بروز رفتارهای پرخاشگرانه و عصبانیت سوق دهد.

رویدادهای آسیب زا

برخورد با حوادث آسیب زا نیز می تواند باعث رفتار خشونت آمیز در نوجوانان شود. به عنوان مثال، نوجوانانی که دوست خود را در یک تصادف رانندگی که خود نیز در ان حضور داشته اند از دست می دهند، اغلب از این واقعیت که آنها زنده مانده اند؛ عصبانی می شوند.
از آنجا که عصبانیت یک مرحله عادی از غم و اندوه است، ممکن است یک فوران شدید ان در نوجوانان توجیه پذیز به نظر برسد. گرچه عصبانیت در این موقعیت یک احساس عادی است، اما بروز این خشونت نسبت به شخص دیگری طبیعی نیست. وقتی خشونت رخ می دهد، باید همیشه به آن رسیدگی شود.

بیماری های روانی

بیماری روانی، یکی دیگر از دلایل خشونت در بین نوجوانان است. مواردی مانند اختلال کمبود توجه، بیش فعالی (ADHD)، دو قطبی، اختلال نافرمانی مقابله‌جویانه (ODD) و اختلال سلوک همگی همراه با رفتارهای پرخاشگرانه یا احساس عصبانیت علائمی رایج هستند.
بیماری روانی نوجوانان گاهی اوقات پشت سایرعوامل خشونت جوانان پنهان می شود. به عنوان مثال، یک نوجوان مبتلا به اختلال دو قطبی ممکن است از مواد مخدر استفاده کند. اگر این نوجوان خشن شود، استفاده از مواد مخدر می تواند این واقعیت را پنهان کند که بیماری دو قطبی بخشی از علت خشونت او است.
به همین دلیل، مهم است که نوجوانانی که رفتارهای خشن دارند، از نظر داشتن بیماری روانی ارزیابی شوند. با معالجه کلی فرد و نه فقط علائم دیده شده، به احتمال زیاد خطر وقوع خشونت های اضافی را کاهش می دهید.
نوجوانانی که علائم اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را از خود نشان می دهند، ممکن است مستعد خشونت باشند. طغیان های خشونت آمیز به طور معمول یک علامت PTSD است و در صورت عدم درمان، می تواند در موقعیت های خشونت بار آشکار شود. به همین دلیل، برای نوجوانان مبتلا به PTSD دریافت مشاوره و مداخله مورد نیاز بیمار بسیار مهم است.

منبع : https://www.verywellfamily.com/

«من چم شده؟» اگر چنین احساسی دارید چه کاری باید انجام دهید؟

آیا تا به حال شده با خودتان فکر کنید که «من چم شده یا من چه مشکلی دارم؟» اگر این فکر برای شما هم پیش آمده بهتر است بدانید که شما تنها کسی نیستید که این احساس را دارید.

تقریباً هر انسانی گاه و بیگاه این احساس را تجربه می­ کند. برای برخی افراد این مسأله تنها یک لحظه ی زودگذر از تردید در خودباوری است، در حالی که برای برخی دیگر ممکن است احساس «به خوبی دیگران نبودن» و یا «به اندازه ی کافی خوب نبودن» احساسی همیشگی باشد. در برخی موارد نیز ممکن است این احساس شما، نشان دهنده­ این واقعیت باشد که در حال حاضر در شرایط خاصی هستید که نمی­دانید آیا می­توانید این شرایط را پشت سر بگذارید یا خیر.

دلیل این احساس شما هر چه که باشد باید بدانید که اقدامات و راهکارهایی وجود دارند که با به کارگیری آنها می توانید احساس بهتری داشته باشید.

بعلاوه، زمانی که این احساس به سراغ شما می­ آید بسیار مهم است که سعی در نادیده گرفتن آن نداشته باشید بلکه به جای انکار و یا نادیده گرفتن احساسات خود باید برای بررسی و شناخت این احساسات زمان بگذارید و اگر این کار برای شما کار سختی است، درباره ی مشکلات خود با بهترین روانپزشک صحبت کنید.

نارضایتی-از-خود

چرا چنین احساسی دارید

پیش از آنکه در رابطه با مدیریت این احساس صحبت کنیم، بهتر است در ابتدا دلایل احتمالی این احساس را با هم بررسی کنیم. دلایل بسیار متعددی وجود دارند که ممکن است باعث شوند شما احساس کنید که به اندازه ی کافی خوب نیستید و یا اینکه دیگران همیشه از شما بهتر هستند. از شکست­ ها و ناکامی­ های حال حاضر در زندگی شما گرفته تا رنج بردن از یک بیماری روحی یا جسمی طولانی ­مدت، همگی می­توانند از جمله­ دلایل داشتن این احساسات باشند. فهرستی که در ادامه آمده را بررسی کنید و ببینید که آیا هیچکدام از دلایل ذکر شده با شرایط حال حاضر در زندگی شما مطابقت دارد.

احساس آشفتگی

زمانی که احساس نارضایتی نسبت به خود دارید و احساس می­ کنید به خوبی دیگران نیستید و نمی­ توانید تمام تعهدات و کارهای خود را به خوبی و به درستی انجام دهید، آیا این امر برای شما بیشتر احساسی ناشی از آشفتگی است یا اینکه به دلیل سردرگمی است که چنین احساسی دارید؟

گاهی این احساسات ممکن است ناشی از شرایط بسیار پر چالشی باشد که شما در زندگی خود دارید. برای مثال شرایطی مانند اینکه شما یک شغل بیش از حد طاقت فرسا، مسئولیت­ های سنگین خانوادگی­، فشارهای مالی و شرایط متعدد دیگری داشته باشید که منجر شوند احساس کنید که نمی­توانید پا به پای شرایط زندگی خود پیش بروید و از پس زندگی خود بربیایید.

احساس گیر افتادن و درجا زدن

آیا احساس می­کنید که به نوعی در زندگی خود گیر افتاده­ اید، به طوری که احساس می­کنید دیگران خیلی چیزها را به دست آورده­اند اما شما نه؟ و یا آیا در تلاش هستید تا با شکست در زندگی عاطفی خود کنار بیاید، شغلی را که از آن متنفر هستید کنار بگذارید و یا خود را از شر یک رابطه­ی سمی خلاص کنید؟

و یا اگر ایده­ های خاصی در رابطه با اینکه زندگی­تان باید چگونه باشد دارید ولی احساس می­کنید زندگی شما آنگونه که می خواهید باشد نیست، این شرایط می­تواند شما را به این احساس برساند که به اندازه­ کافی خوب نیستید و یا اینکه شما در عملکرد خود به خوبی دیگران نیستید.

احساس تنهایی

عواملی هستند که می­توانند احساس تنهایی را در شما ایجاد کنند. ممکن است شما روابط تیره و پرتنشی با خانواده خود داشته باشید و یا در دوستیابی خود مشکلاتی را داشته باشید. معمولاً داشتن این احساس که «مشکل دارید یا به اندازه­ کافی خوب نیستید نشان دهنده ی این است که در برقراری روابط اجتماعی­ که در زندگی خود می­ خواهید داشته باشید دچار مشکل هستید.

تروما

اگر مدام با این فکر درگیر هستید که شما مشکل دارید و از خود ناراضی هستید، ممکن است به این دلیل باشد که دچار یک تروما یا همان ضربه­ روحی­ شده ­اید و یا در حال بهبود و گذر از یک شوک یا ضربه­ روحی هستید. این تروما می­ تواند یک شوک یا ضربه­ی روحی بزرگ مانند از دست دادن یک عزیز، قربانی خشونت شدن و یا تجربه­ی شرایط غم­انگیزی در زندگی مانند آتش ­سوزی خانه باشد.

با این حال، تروما ممکن است ناشی از عوامل بسیار جانکاه و ناآشکاری مانند زندگی با یک فرد سوءاستفاده ­گر خودشیفته باشد. تروما به هر شکل و هر دلیلی که باشد می­تواند تأثیر قابل توجهی در وضعیت روانی شما داشته باشد. اگر شما در چنین شرایطی هستید توصیه می­شود از یک پزشک روانپزشک متخصص مشاوره دریافت کنید.

بیماری جسمی

آیا احساس نارضایتی شما از خودتان به شرایط جسمی­تان مرتبط است؟ با داشتن یک بیماری و دست و پنجه نرم کردن با علائم و عوارض آن، و یا داشتن علائمی که هنوز دلیل آنها تشخیص داده نشده احتمالاً احساس گیجی و نگرانی در رابطه با شرایط جسمی­تان به شما دست می­دهد. در این شرایط مطرح شدن این فکر و سؤال که من چه مشکلی دارم؟ امری کاملاً طبیعی است و اغلب پاسخ این سؤال در ریشه ­یابی کردن با کمک یک پزشک متخصص، به دست می آید.

ارزش قائل نبودن فرد برای خود

گاهی این احساس نارضایتی از خود می ­تواند ناشی از کمبود عزت نفس و یا ارزش کمی برای خود قائل بودن، در فرد باشد. اینکه این احساس شما واقعیت را منعکس می­کند یا نه، اهمیتی ندارد و این درک شما از خودتان است که ذهنیت شما را تحت تأثیر قرار می­دهد.

زمانی که شما کمبود عزت نفس داشته باشید و یا ارزش کمی برای خود قائل باشید این کمبود در تمامی زمینه­ های زندگی شما نفوذ خواهد کرد به شما احساسی می­ دهد که گویی شما ظرفیت رسیدن به خیلی چیزها و یا انجام بسیاری از کارها ندارید.

راه ­حل این مشکل اغلب در شناسایی ارزش­های اصلی هستند که زمینه ­ساز مشکلات عزت­ نفس در شما می­ باشند. این ارزش ­ها ممکن است ریشه در احساس شرم و گناه داشته باشند.

مواجهه با مشکلات سلامت روانی

آخرین دلیل احتمالی که می ­تواند منجر به نارضایتی شما از خودتان شود، می ­تواند تشخیص یک بیماری روانی مانند افسردگی، اختلالات اضطرابی و یا اختلالات شخصیتی باشد.

در این موارد نیز مانند بیماری­های جسمی، بهترین اقدام، صحبت با یک روانپزشک متخصص در زمینه­ی سلامت روان و تحت درمان قرار گرفتن است. اگرچه به دست آوردن مهارت­هایی در زمینه­ی مدیریت و کنترل سلامت روان توسط خود شما تا جایی که امکان دارد نیز بسیار حائز اهمیت است.

چگونه با این احساس مقابله کنیم

مقابله-با-نارضایتی-از-خود

 

علی رغم دلیل این احساسات، اقداماتی هست که شما با انجام آنها می­توانید از شدت این احساسات منفی خود بکاهید. روش انتخابی شما برای مقابله با این احساس نارضایتی به دلیلی که باعت به وجود آمدن چنبن احساسی شده، بستگی خواهد داشت.

گاهی اوقات این فکر که شما مشکل دارید یا به اندازه­ی کافی خوب نیستید، ممکن است به یکباره به سراغ شما بیاید و اضطراب و احساسات منفی را در شما برانگیزد. در چنین شرایطی اولین و بهترین گام انجام کارهایی است که به شما کمک می­کنند که آرام شوید. کارهایی مانند:

  • قدم زدن در طبیعت
  • نوشتن احساسات خود در یک دفتر
  • تماس با شخصی حامی از میان خانواده، دوستان و یا غیره
  • تهیه فهرستی از کارهایی که باید انجام شوند(برای شرایطی که آشفته هستید و نمی­دانید از کجا شروع کنید)
  • استفاده از برنامه­های مدیتیشن مانند برنامه­ی Headspace و امثال آن
  • بوییدن برخی روغن­های خوشبو مانند لاوندر
  • شرکت در کلاس­های آنلاین یوگا و یا دیگر ورزش­ها
  • خواندن کتاب
  • دیدن فیلم یا برنامه­های تلوزیونی مورد علاقه­ تان

به طور کلی وقتی که با این فکر درگیر هستید که «شما مشکل دارید» یا «به اندازه­ی کافی خوب نیستید و به خوبی دیگران نیستید» با انجام کارهای زیر می­توانید این احساسات منفی و آزاردهنده را از خود دور کنید. اقداماتی مانند:

 

  • راه­های عملی برای مشکلات خود پیدا کنید
  • سلامت جسمی خود را مرتب کنترل کنید و بدن خودتان را بیشتر بشناسید
  • زمانی را در روز به فکر کردن در رابطه با مشکلات خود اختصاص دهید
  • مراقبت­های جسمی و روحی را جدی بگیرید
  • با یک روانپزشک متخصص مشاوره کنید و تحت نظر باشید
  • با افسردگی، استرس و اضطراب خود مقابله کنید

 

 

20 علت مهم جدایی (طلاق)

20 علت مهم جدایی (طلاق)

می دانید که همه چیز بین شما و شریک زندگی تان خوب پیش نمی رود و به نظر می رسد که هر دفعه صحبت های بین شما با خشم و عصبانیت پیش می رود.
شما انتظار دارید که مثل همیشه دور هم جمع شوید و جمعی صمیمی داشته باشید ولی روزی می رسد که همسرتان می خواهد شما را برای همیشه ترک نماید!
دکتر سعید انصاری روانپزشک خوب در تهران هستند و به زوجینی که می خواهند طلاق بگیرند یا طلاق گرفته اند، در ادامه به علت های اصلی جدایی و طلاق همچنین راه های مقابله با آن اشاره می شود.

علت مهم جدایی (طلاق)

علت مهم جدایی (طلاق)

دلایل اصلی طلاق و جدایی چیست؟

خیانت ، عدم برقراری ارتباط ، مشكلات مالی ، رابطه جنسی مكرر و عدم صمیمیت از دلایل عمده طلاق است.
بیایید به 20 دلیل رایج در طلاق نگاه کنیم و امیدواریم که بتوانید از اشتباهات دیگران بیاموزید.

20 دلیل اصلی طلاق

1- خیانت

خیانت یکی از شایع ترین دلایل طلاق است و در واقع اتفاقات خارج از حوزه ازدواج علت بیشتر طلاق ها می باشد. از سویی دیگر عصبانیت و نارضایتی از دلایل اصلی خیانت است که همراه با اختلاف در نیاز جنسی و عدم صمیمیت عاطفی است.
دکتر سعید انصاری روانپزشک در خصوص خیانت این گونه بیان می کند که خیانت اغلب به عنوان یک دوستی به ظاهر بی گناه آغاز می شود و رابطه به عنوان یک رابطه عاطفی آغاز می شود که بعداً به یک رابطه جسمی تبدیل می شود.
همچنین خیانت یکی از دلایل قانونی برای طلاق است .حتی اگر زوجین بیش از یک سال از هم جدا زندگی کنند و شریک زندگی خود را در معرض آزار های روحی و جسمی قرار دهد.

2- پول و وضعیت مالی

چرا طلاق به دلیل وضعیت نامناسب مالی اینقدر شایع است؟

طبق چندین مطالعه و آمار طلاق ، دلیل اصلی طلاق وضعیت نامناسب مالی بعد از ازدواج است. همه چیز ، از عادت های مختلف هزینه ای (خرید و فروش) و اهداف مالی گرفته تا یک همسر با درآمد بیشتر از دیگران می تواند ازدواج را به نقطه شکست برساند.
پول واقعا امکان داشتن بسیاری از امکانات را میسر می کند و بر همه جنبه های زندگی تأثیر می گذارد. بدیهی است که به نظر می رسد پول و استرس برای بسیاری از زوج ها دست به دست هم می دهد تا طلاق شکل گیرد.

مشکلات مالی را می توان یکی از بزرگترین علل طلاق بعد از خیانت، دانست. مسائل مربوط به پول می تواند ازدواج را به نقطه شکست و جدایی برساند.

3- عدم ارتباط

برقراری ارتباط موثر در ازدواج بسیار مهم است و ناتوانی در برقراری ارتباط می تواند موجب نارضایتی و ناامیدی هر دو شود و بر همه جنبه های ازدواج تأثیر بگذارد. از طرف دیگر ارتباط خوب پایه و اساس یک ازدواج قوی است.

فریاد زدن بر سر همسرتان، صحبت نکردن به اندازه کافی در طول روز ، اظهار نظرهای نادرست به منظور اثبات خود ، همه روشهای ناسالم برقراری ارتباط هستند که باعث ایجاد جدایی و طلاق می شود.
ارتباط ضعیف بعد از ازدواج، یکی از بزرگترین دلایل طلاق است. تمرین ارتباطات آگاهانه و صحیح ، برای تغییر اشتباهات ازدواج ممکن است دشوار باشد اما ارزش تلاش برای بهبود و نجات رابطه شما را دارد.

4- بحث مداوم

از مشاجره در مورد کارها تا بحث و گفتگو در مورد بچه ها همگی باعث ایجاد بحث های مداوم شده و بسیاری از روابط را تحت تاثیر قرار می دهد.
بسیاری از آنها دیدگاه شخص دیگر را بی منطق می دانند و این باعث می شود بسیاری از مشکلات بدون حل و فصل باقی بماند . این خود یکی از دلایل جدایی است.

5- افزایش وزن

این ممکن است بسیار سطحی یا ناعادلانه به نظر برسد ، اما افزایش وزن یکی از شایع ترین دلایل طلاق است.
در برخی موارد ، افزایش قابل توجه وزن باعث می شود همسر دیگر کمتر از لحاظ جنسی جذب شود. برای برخی افراد، افزایش وزن بر عزت نفس آنها صدمه می زند و صمیمیت بین زوجین به مشکل می خورد و حتی می تواند باعث طلاق شود.

6- انتظارات غیر واقعی

ازدواج با انتظارات بالا آسان است!

ممکن است از همسرتان انتظار داشته باشید تا مطابق تصور شما از آنچه باید باشد، عمل کند.
این انتظارات می تواند فشار زیادی برای شخص دیگر ایجاد کند، باعث می شود خودتان احساس آرامش کنید و همسرتان را برای شکست و جدایی آماده کنید.

7- عدم صمیمیت

نداشتن احساس و ارتباط عاطفی با شریک زندگی تان می تواند به سرعت ازدواج را خراب کند . زیرا این حس بین زوجین اتفاق می افتد که همسرشان بیشتر شبیه به یک هم اتاقی و غریبه است.
این عدم صمیمت می تواند عاطفی باشد و هیچ ارتباطی با روابط جنسی نداشته باشد. اگر مدام با همسرتان سرد برخورد کنید، بدانید که با گذشت زمان می تواند زمینه طلاق شود.

برقراری رابطه صمیمی به عهده هر دو شریک است.

برای شیرین کردن روابط خود ، تا حد امکان اعمال محبت آمیز ، قدردانی و لذت بردن از صمیمت جنسی را انجام دهید.
به یاد داشته باشید عدم صمیمیت می تواند به سرعت یک ازدواج را خراب کند و سبب طلاق شود.

علت مهم جدایی

علت مهم جدایی

8- عدم برابری

فقدان برابری یکی از دلایل طلاق به شمار می رود. وقتی یکی از شرکا احساس کند در ازدواج مسئولیت بیشتری به عهده می گیرد ، ممکن است نظر آنها را نسبت به شخص دیگر تغییر داده و منجر به نارضایتی شود.

9- عدم آمادگی برای ازدواج

متاسفانه زندگی افرادی که به طور عجولانه و بدون فکر ازدواج کرده اند و هیچ آمادگی برای زندگی مشترک نداشته اند اکثرا با طلاق رو به رو شده است . افرادی که در سن حدود 20 سالگی ازدواج کرده اند، بیشترین آمار طلاق را به خود اختصاص داده اند. عدم آمادگی برای ازدواج یکی از شایع ترین دلایل طلاق است.
تقریبا نیمی از طلاق ها در 10 سال اول ازدواج اتفاق می افتد.

دکتر سعید انصاری روانپزشک و متخصص اعصاب و روان  و مشاور شکست عشقی، در درمان بیماری های روانی مانند علت مهم جدایی (طلاق)  به افراد راهنمایی های لازم را ارائه می دهد. برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص روش های تشخیص این بیماری می توانید با شماره های 02122771870 – 02122790453 تماس بگیرید برای ارتباط با دکتر به آدرس اینستاگرام مراجعه کنید.

10- سوء استفاده

سوءاستفاده یکی از دلایل طلاق است . سوء استفاده جنسی یا عاطفی برای برخی از زوجین واقعیت غم انگیزی است.
همیشه اینگونه نیست که متجاوز یک فرد دیگر و بد باشد. در مورد مسائل عاطفی عمیق گاهی سوء استفاده انجام میشود. صرف نظر از دلیل ، هیچ کس نباید سوء استفاده را تحمل کند و خود را با خیال راحت از رابطه دور کند.

11. اعتیاد
سوء مصرف مواد یا اعتیاد به هر نوع مواد مخدر یا رفتار نادرست مانند اعتیاد به الکل ، مواد مخدر ، قمار ، رابطه جنسی ، دروغ گفتن یا کشیدن سیگار بیش از حد نیز اعتیاد به شمار می آید.
این امر می تواند تاثیر منفی زیادی در روابط زوجین بگذارد ، مانع از رشد شغلی می شود ، تعادل مالی را مختل کرده و تأثیر منفی بر کودکان بگذارد.

12. تفاوت در سبک های فرزند پروری

تفاوت در سبک های فرزند پروری یکی از شایع ترین دلایل طلاق است.

شما به نظم و انضباط پایبند هستید که به هیچ وجه از هیچ نوع رفتار نادرست پیروی نمی کنید ، در حالی که همسر شما رویه آرامش و انعطاف پذیری بیشتری نسبت به قوانین دارد.
در این میان ، کودکان به طور طبیعی به سمت والدینی که با نقض قوانین موافق هستند، جذب می شوند.
این سبب اختلال بین زوجین شده و ممکن است یکی از دلایل طلاق باشد.

13. وقتی برای عشق ازدواج نمی کنید

اگر با شریک زندگی تان به دلیل ثروت ازدواج کرده اید و یا همسرتان به دلیل ثروتمند بودن شما با شما ازدواج کرده است ، پس پایه و اساس ازدواج عشق واقعی نیست.
این ازدواج فاقد عشق بنیادی و به اندازه کافی قدرتمند نیست که بتواند بر چالش های زندگی مشترک غلبه کند و در نهایت این عدم عشق واقعی سبب جدایی می شود.

14. فقدان خلوص نیت و صمیمیت

بعضی اوقات ، بی صداقتی ، نامردی و دروغگویی در یک رابطه تاثیر بسیار منفی خواهد داشت.
شما و شریک زندگی تان به خاطر فرزندان ، آسایش یک دیگر ، امنیت اجتماعی و مالی در کنار هم زندگی می کنید.

حتی اگر یکی از شرکا با دیگری ناسازگار باشد ، ازدواج کمک کننده نیست. نبود صداقت از نظر مالی ، محل زندگی ، عواطف و جنبه های دیگر زندگی در نهایت ممکن است دلایل طلاق را به وجود آورد.

15. از دست دادن هویت خود

هویت خود را از دست می دهید . بسیاری از خانم ها به این تصور که بعد از ازدواج هویت خود را از دست می دهند، دچار افسردگی می شوند. که خود یکی از دلایل طلاق به شمار میرود.
موقعیت جدید شما به عنوان یک همسر، مادر و غیره تغییر می کند. اما در این میان به این فکر می کنید که هویت خود را از دست داده و یا تغییر کرده اید؟
برخی از خانم ها بعد از گذشت چند سال از زندگی و تامل در خصوص شرایط خود به این می رسند که هویت خود را از دست داده اند.
این تصورات و تفکرات سبب شده تا به زندگی تعهدی نداشته و به فکر طلاق باشند.

بهترین روش برای پیشگیری از این عوامل مراجعه به روانپزشک می باشد.

16. اختلافات غیرقابل جبران

درگیری های مداوم می تواند ازدواج را در مرحله ای پشت سر بگذارد که هیچ نقطه بازگشتی وجود نداشته باشد. درگیری ها اغلب درخصوص مسائل بی اهمیت اتفاق می افتد که منجر به شیوع اتفافات ناخوشایند در زندگی زوجین شده و روابط به هم می خورد.

بنابراین این اختلافات کوچک و کم اهمیت باعث طلاق و جدایی می شود.

17. رابطه از راه دور

جدا شدن از شریک زندگی خود به منظور تلاش در خصوص ساختن زندگی بهتر و عدم نزدیکی و در عین حال ناکام ماندن از این تلاش ها، یکی از مهمترین دلایل طلاق است. سوء تفاهم ها ، سوء ظن ها ، ناامیدی ها و کمبود ارتباطات ناشی از عدم نزدیکی جسمی است.
در یک رابطه از راه دور که ممکن است به دلیل مسافرت های کاری یا مهاجرت بروز می کند، در صورت عدم ایجاد تماس و یا عدم پاسخ به پیام ها سبب می شود تا زوجین دچار تصورات بدی شوند.
در صورت عدم مدیریت این روابط، باعث طلاق می شود.

علت رایج طلاق و جدایی18- مدیریت روابط

ممکن است حتی در بین زوجینی که رابطه محکمی دارند و کنترل می کنند، کشمکشی ایجاد شد که منجر به طلاق شود.
جدا کردن همسر از افراد دیگر، کنترل زندگی شریک زندگی و دیکته کردن زندگی آن و ایجاد مزاحمت همگی باعث ایجاد خفگی در زوجین شود. عطش مدیریت و کنترل همسر ممکن است باعث ایجاد تنش و در انتها طلاق شود.
بهتر است در خصوص این شرایط با روانپزشک خوب مشورت نمایید.

19- دخالت والدین در زندگی متاهل

اگر افراد خانواده هر یک از زوجین در هر مکالمه ، تصمیم گیری و انتخاب شیوه زندگی و شریک زندگی دخالت می کنند ، می تواند در لیست دلایل طلاق قرار گیرد.
این که به منظور دریافت مشاوره با هر یک از افراد خانواده بخاطر تصور داشتن تجربه کافی مراجعه می شود، گاهی باعث بروز اختلافات شدید شده و موقعیت را برای هر یک از زوجین سخت تر می کند.
همچنین حضور پر رنگ و تاثیر گذار هر یک از اعضای خانواده دو طرف در زندگی زوجین، یکی از دلایل طلاق می باشد.
در صورت نیاز به مشاوره بهتر است به روانپزشک یا مشاور خانواده مراجعه کنید تا راهنمایی های صحیح دریافت نمایید.

20- حسادت و ناامنی

برخلاف یک عقیده مشترک ، حسادت نشانه عشق نیست. برعکس ، حسادت و ناامنی می تواند منجر به ایجاد شکاف هایی در یک رابطه شود و سرانجام به یکی از دلایل طلاق تبدیل شود.

حسادت غالباً ناشی از عدم اعتماد به نفس ، بی ثباتی عاطفی ، احساس تمایل ، ناكافی بودن ، همبستگی ناسالم و سبك دلبستگی اضطراب است.
از جمله دیگر دلایل طلاق ، عدم توانایی در مقابله با حسادت و ناامنی است.

حرف آخر در مورد دلایل مشترک طلاق

حتی زوج هایی که بهترین اهداف را دارند ، بعضی اوقات قادر به غلبه بر چالش های خود نیستند و در دادگاه ها به سر می برند.

به همین دلیل مهم است که در زمان بروز هر از دلایل فوق با همکاری و همیاری زوجین حل شود و یا منتظر نمانید تا آنها درست شوند. همچنین اجازه ندهید که آنها یکی از دلایل طلاق شوند.

با مهربانی تمرین کنید ، صمیمیت را در اولویت قرار دهید ، به تعطیلات بروید و به دنبال مشاوره برای حفظ سلامتی و ماندگاری رابطه تان باشید.

قبل از تصمیم گیری در مورد چیزهایی که خارج از کنترل شما هستند بهترین تلاش خود را بکنید ، دلایل طلاق زیادی وجود دارد ولی قبل از غلبه به آن برای زندگی بهتر تلاش کنید.

کدام افسردگی بعد از جدایی نیاز به مداخله روانپزشک دارد؟

افسردگی بعد از جدایی

کدام افسردگی بعد از جدایی نیاز به مداخله روانپزشک دارد؟

جدایی ها ذاتا خطرناک هستند. آسیبی که می بینید لزوما معیاری برای عشق شما به طرف مقابل نیست بلکه بیشتر از هر جیز نشان گر انسان بودن شما است. ما انسان هستیم و انسان ها عاشق و وابسته می شوند؛ وقتی عشق مان را از دست می دهیم و مجبور به دل کندن از وابستگی می شویم ،آسیب می بینیم.

افسردگی بعد از جدایی

علائم افسردگی بعد از جدایی

اگر در گذشته آسیب هایی دیده ایم که به درستی با آن ها مواجه نشده ایم مستعد افسردگی خواهیم شد.

درد بعد از جدایی، حتی درد شدید و احساس فلاکت مطلق کاملا طبیعی و عادی است. برخی از اثرات جانبی طبیعی و عادی سوگواری عبارتند از :

  • دیوانه وار در اتاق راه رفتن،
  • مشکل در خوابیدن،
  • اضطراب،
  • مشکل در تمرکز
  •  احساس کسالت عمومی.

این واکنش ها، که گاهی بیش از اندازه شدید هستند و ممکن است برای چند روز شما را فلج کنند، کاملا طبیعی و عادی هستند.

تمایل به خودکشی و افسردگی

دکتر سعید انصاری روانپزشک در خصوص این حالت این گونه توضیح می دهند که :

تمایل به خودکشی و افسردگی عمیق چندان عادی نیستند. اگر چنین واکنش هایی در شما به وجود آمد، قبل از انجام هر کاری یک روانپزشک را ببینید. حتی اگر به خود کشی فکر نمی کنید، احساس نا امیدی مطلق از علائم افسردگی بالینی است.

اگر به این حالت فلج کننده برسید، نمی توانید سوگواری را به انجام برسانید. انجام سوگواری مستلزم یک سری فعالیت های روزانه است که انرزی شما را تحلیل می برد. این خستگی کم و بیش در همه افراد دیده می شود.

افسردگی بالینی

اما در افسردگی بالینی قضیه فرق می کند. اگر بیش از یک یا دو روز در انجام کار های عادی روزانه با مشکل جدی مواجه شدید به روانپزشک مراجعه کنید.

شاید دچار افسردگی بالینی شده اید و نیازمند مداخله پزشکی هستید. اگر در طول این فرآیند، احساس افسردگی تان به حدی رسید که نتوانستید امور روزمره را از پیش ببرید و یا به فکر خود کشی افتادید، سریعا به یک روانپزشک مراجعه کنید.

تمامی کسانی که در حال دست و پنجه نرم کردن با جدایی هستند، می توانند، از ملاقات با یک روانپزشک یا مشاور سود ببرند.

اما اگر دچار افسردگی عمیق یا تفکرات خود کشی هستید هر چه سریع تر یک وقت ملاقات بگیرید.

دکتر سعید انصاری روانپزشک و متخصص اعصاب و روان  و مشاور شکست عشقی، در درمان بیماری های روانی مانند افسردگی بعد از جدایی به افراد راهنمایی های لازم را ارائه می دهد. برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص روش های تشخیص این بیماری می توانید با شماره های 02122771870 – 02122790453 تماس بگیرید برای ارتباط با دکتر به آدرس اینستاگرام مراجعه کنید.

چه زمانی نیاز به مراجعه به روانپزشک است؟

کمک خواستن در هنگام نیاز، نشان دادن قدرت شما است نه ضعف. وقتی دچار زجر عاطفی هستید، کمک خواستن از دیگران طبیعی ترین کاری است که می توانید انحجام دهید. برای گذر از این زمان های دشوار می توانید از جلسات مشاوره یا حتی دارو های تجویز شده توسط روانپزشک استفاده کنید.

هیچ ایرادی در استفاده از حمایت دیگران وجود ندارد. این مسئله نشان می دهد که با سخت کوشی مشغول کارخودتان هستید. در سکوت زجر نکشید. از کمک دیگران استفاده کنید.

بعد از شکست عاطفی چه باید کرد؟

بعد از شکست عاطفی چه باید کرد؟

برخی از مواقع عشق موثر است و سبب می شود دو نفر تا مدت ها با عشق در کنار هم زندگی کنند با این حال گاهی این عشق نتیجه نداشته و حداقل یک نفر از این رابطه شکست می خورد!

اگر آن شخص شما هستید ممکن است احساس کنید در درک و داشتن عشق موفق نخواهید شد. بنابراین هیچ زمانی هم خوشحال نمی شوید. اما شکست خوردن در عشق به این معنا نیست که دیگر عشق را تجربه نخواهید کرد و خوش حال نخواهید شد.

شما فقط در یک رابطه عاشقانه تجربه بدی را به همراه داشته اید. اگر می خواهید بر روی احساسات خودتان کار کنید و حال بهتری داشته باشید و حتی از زندگی مجردی خود لذت ببرید بهتر است به برخی از توصیه های دکتر سعید انصاری روانپزشک در تهران توجه نمایید.

بعد از شکست عاطفی چه باید کرد؟

برخی از این توصیه ها شامل موارد زیر است:

1- برای خود وقت اختصاص دهید

داشتن یک حس غم و اندوه بعد از شکست عشقی عادی است و نباید از خود انتظار داشته باشید که یک ال دو روز بعد از این شکست، به حالت و احساسات قبلی خود باز گردید، باید صبور باشید و بر روی همه احساسات خود که احساس می کنید تخریب شده است، کار کنید تا بتوانید به زندگی و روال قبلی خود باز گردید. تنها راهی که می تواند در خوشحال شدن و داشتن حال بهتر کمک کند این است که به خودتان فرصت دهید و به جلو پیش روید.
دکتر سعید انصاری توصیه می نمایند که اصلا برای داشتن یک رابطه جدید بلافاصله از رابطه قبلی اصلا عجله نکنید و سعی نکنید تا فرد جدیدی را وارد زندگی خود کرده و دوست داشته باشید. به خودتان این فرصت را بدهید که احساسات خود را کنترل و بررسی نمایید . حتی هیچ ایرادی ندارد در خصوص مواردی که باعث این شکست عشقی شده است، فکر کنید.
ممکن است اطرافیان به شما بگویند که از پس این شکست بر می آیید و یا در خصوص شکست های قبلی خود صحبت کرده و شما را به سمت عشق ناکام خود سوق دهند. باید مراقب ارتباطات خود باشید.
ممکن است بعد از گذشت چندین ماه از این شکست نیز بخواهید تا مجددا شانس خود را برای یک رابطه جدید امتحان کنید.

2- از انکار گذشته دست بردارید.

  • این بدین معناست سعی نکنید وانمود کنید که هیچ اتفاقی در گذشته نیوفتاده است و یا هیچ چیزی تغییر نکرده است و عشق و احساس شما همانند گذشته است. برای آن که بتوانید خوشبختی و خوشحالی را تجربه کنید باید بتوانید از این ناکامی عبور کرده و به جلو حرکت کنید. ولی انکار راه انجام این تغییر و حرکت نیست.
  • با دوست سابق خود تماس نگیرید و یا مانند گذشته با او رفتار نکنید. احتمالا انجام چنین رفتاری برای شما احساس بدی ایجاد نماید و مانع حس شادی و خوشحالی در شما شود.
  • از به یاد آوردن خاطرات گذشته خود، خودداری نمایید. به عنوان مثال اگر دارای عکس های دونفره در تصویر زمینه موبایل خود هستید، آن را پاک کنید.

دکتر سعید انصاری همچنین در این خصوص این گونه بیان می کنند که نباید زمانی که از رابطه شما سوالی پرسیده شد دروغ بگویید. باید حتی بعد از جدایی صادقانه برخورد کنید.
ممکن است این گونه به افراد دیگر در خصوص جدایی خود پاسخ دهید که ما نتیجه نگرفتیم و من ترجیح می دهم در مورد آن صحبت نکنم. بعد از این جمله می توانید صحبت خود را تغییر دهید ولی باید با این شکست به راحتی کنار بیایید و حتی بپذیرید که در این رابطه شکست خورده اید.
ممکن است در این زمان به این کار فکر کنید که اگر برخی از موارد و رفتار های خود را تغییر دهید عشق سابق شما باز خواهد گشت. اما معمولا این مورد موثر نیست و پیشنهاد نمی شود.

  • در مقابل به این نکته فکر کنید که همه چیز بین شما دو نفر تمام شده است و باید بتوانید بدون توجه به گذشته به آینده فکر کرده و شاد زندگی کنید.
  • برای داشتن زندگی شاد دست از تلاش برندارید تا بتوانید عشق را تجربه کنید. از این که اقدامی را انجام دهید که عشق سابقتان متوجه شود و یا حس کند که شما دل تنگ او هستید، خودداری کنید.

بعد از شکست عاطفی چه باید کرد؟

برای آن که بتوانید با این جدایی کنار بیایید می توانید با داشتن مشاوره نزد بهترین روانپزشک در تهران برای آینده خود بهترین تصمیم را بگیرید. همچنین می توانید به طور متناوب به خود یادآوری کنید که این رابطه واقعاً به پایان رسیده است. این کار به نتیجه نرسید و من آن را می پذیرم.
اگر وسیله ای از او نزد خود دارید در اسرع وقت برگردانید و یا برای ایشان ارسال کنید. حتی اگر لباس بود، حتما ارسال کنید و از نگه داشتن یادگاری خودداری کنید.

3- دوست یا عشق سابق خود را فراموش کنید.

طبیعی است از خودتان حس عصبانیت داشته باشید و مدام اعتراف کنید که در این عشق شکست خورده اید. از این حس، احساس عصبانیت نکنید. حتی ممکن است در این میان فرد دیگری را مقصر بدانید . اما این عصبانیت فقط سبب می شود تا تحت فشار بیشتری قرار بگیرید و انرژی منفی وارد زندگی خود نمایید. برای آن که احساس بهتر و شادتری داشته باشید بهتر است که تا می توانید افراد را ببخشید و از زندگی لذت ببرید.

  • یک نامه برای عشق سابقتان بنوسید و در آن ذکر کنید که چه مواردی باعث شد تا در عشق خود شکست بخورید. نباید این نامه را به او برسانید.
  • برای آن که انرژی منفی از ذهن و بدنتان بیرون برود، به انجام فعالیت های جسمی بپردازید. بوکس کار کنید، بدوید، شنا بروید و یا یوگا انجام دهید.
  • فراموش کنید که این جدایی و شکست تقصیر خودتان است و به طبع آن خود را ببخشید و بیان کنید که بعضی وقت ها اشتباه می کنید.
  • باید شکست را فراموش کنید و به آینده پیش بروید.

4- عزت نفس خود را تقویت کنید.

خود را نصیحت نکنید و از این که به دلیل شکست عشقی وارد شده به خود صدمه وارد کنید نیز خودداری کنید.
فقط به خاطر این که در یک رابطه شکست خورده اید به معنی این نیست که در تمامی روابط عاشقانه نیز محکوم به شکست هستید. به این بیندیشید که شما یک فرد خارق العاده هستید و دوباره طعم عشق را خواهید چشید. با ایجاد این احساسات در خود و بهبود آن می توانید عزت نفس خود را بالا ببرید.
– از همه ویژگی های خوبی که دارید یک لیست تهیه کنید و در آن از مواردی یاد کنید که باعث می شود تا افراد به شما عشق بورزند یاد کنید.
– به خودتان بگویید که ” من دوست داشتنی هستم و میتوانم در عشق موفق شوم زیرا من …” مابقی جمله را با ویژگی های بارز و مثبت خود پر کنید.
– لیستی از همه چیزهای خوب در مورد خودتان تهیه کنید که باعث می شود دوست داشته باشید و بتوانید عاشق شخص دیگری باشید.
– هر روز سعی کنید که یک دلیل زیبا و جدید در خود پیدا کنید و به این لیست اضافه کنید و به یاد داشته باشید که برای حفظ روحیه خود بهتر است که آن را مدام یادآوری کنید تا روحیه تان بهتر شود.

5- از سیستم پشتیبانی خود استفاده کنید

دکتر سعید انصاری روانپزشک در خصوص این مورد این گونه بیان می کنند که ممکن است احساس تنهایی کنید و خودتان را از دیگران جدا کنید. این اصلا راه صحیحی برای داشتن حال خوب نیست و هیچ کمکی به شاد شدن شما نمی نماید. افراد اطراف خود را دوست داشته باشید و با اطرافیان خود که دوستشان دارید زندگی کنید. این روش یکی از راه های یادآوری و دوست داشتن خود است.

  • دوستان و خانواده شما به شما کمک خواهند کرد تا حس بهتری داشته باشید و به خود اهمیت دهید. بنابراین خوب است تا به خانواده و دوستان خود اعتماد کرده تا در بهبودی به شما کمک نمایند.
  •  ایرادی ندارد با کسی باشید ولی فقط برای صحبت کردن و به عنوان پشیتبان در کنار شما باشد.
  •  با این فرد می توانید در خصوص احساسات خود و ناکامی ها صحبت کنید و حس خود را بیان کنید.
  •  اگر اطرافیان شما را به خاطر تلاش هایی که به منظور داشتن زندگی شاد تر تشویق می کنند، اصلا مقاومت نشان ندهید. این افراد صرفا شادی و خوشحالی شما را می خواهند. از این افراد در خصوص ارسال پیام و زنگ زدن به عشق سابق کمک بگیرید تا شما را از این کار صرف نظر نمایند.

6- با خود خوب رفتار کنید.

اگر از خودتان مراقبت نکنید نمی توانید از این شکست عشقی دور شوید و طعم خوشبختی و خوشحالی را بچشید. دکتر سعید انصاری روانپزشک در ادامه بیان می کنند که ممکن است به خاطر عدم خواب کافی و استراحت مفید دچار بیماری های زمینه ای دیگری، مانند بیماری های قلبی شوید. بنابراین مراقب خود باشید.

  • وعده های غذایی متعادل داشته باشید، به اندازه کافی استراحت کنید و برنامه ورزشی منظم داشته باشید. انجام این فعالیت ها در بهبود وضعیت جسمی و روحی موثر است.
  •  فعالیت و کارهای خاصی که دوست دارید انجام دهید و برای خود وقت بگذارید. مدل موهای جدید، آرایش جدید و لباس های خاص برای خود انتخاب کنید و داشته باشید.
  • برای خودتان یه روز داشته باشید و یا یک کار خاص انجام دهید . به طور مثال وسیله جدیدی بخرید و یا به کاری که دوست دارید بپردازید.

بعد از شکست عاطفی چه باید کرد؟

7- به دنبال مشاوره باشید.

اگر در انجام فعالیت های روزانه خود مانند خوردن، ورزش کردن و خوابیدن مشکل دارید، ممکن است نیاز باشد تا با یک روانپزشک خوب در این خصوص صحبت نمایید.
اگر استفاده از مواد مخدر و یا الکل را در پیش گرفته اید و یا افزایش مصرف داشته اید، باید با یک مشاور خوب صحبت نمایید. مشاور می تواند در خصوص این که بعد از شکست عشقی چه باید کرد، شما را راهنمایی خواهند کرد. مشاوره نزد بهترین روانپزشک می تواند، راهی برای پیدا کردن حس بهتر در زندگی بعد از شکست عشقی را به شما نشان دهد.

علت این که بعد از شکست عشقی حال بدی دارید چیست؟

این سوالی است که ذهن همه را درگیر می نماید. تحقیقات در این حوزه نشان داده است که تغییرات شیمیایی در بدن بعد از شکست عشقی باعث ایجاد افسردگی می شود.
در برخی از موارد، روانپزشک برای درمان افسردگی، داروهایی را تجویز می نماید تا از نظر روحی و روانی بهتر شوید.

8- تکنیک های مقابله را امتحان کنید.

برخی از مواقع نیازاست تا از تکنیک هایی خاص برای کمک به خودتان در داشتن حس بهتر بعد از شکست عشقی استفاده کنید.
میتوانید از این تکنیک برای کاهش استرس نیز استفاده کرد. که در طولانی مدت سبب بهتر شدن روحیه شما می شود.

دکتر سعید انصاری به افرادی که برای مشاوره نزد ایشان می آیند، این تکنیک ها را توصیه می کنند :
– تمرینات تنفسی : نفس عمیق بکشید زیرا به شما کمک می کند تا راحت تر فکر کنید و در کاهش حس های منفی موثر است.
– مراقبه: این روش به منظور آرام کردن ذهن و قلب است. برای چند دقیقه هر روز بی سر و صدا در مکانی بنشینید و روی تنفس و آرامش خود تمرکز کنید.

دکتر سعید انصاری روانپزشک و متخصص اعصاب و روان  و مشاور شکست عشقی، در درمان بیماری های روانی مانند بعد از شکست عشقی چه باید کرد؟ به افراد راهنمایی های لازم را ارائه می دهد. برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص روش های تشخیص این بیماری می توانید با شماره های 02122771870 – 02122790453 تماس بگیرید برای ارتباط با دکتر به آدرس اینستاگرام مراجعه کنید.

9- فعالیت های جدید را امتحان کنید

برای آن که از مجردی و تنهایی خود لذت ببرید، انتخاب و انجام فعالیت های انفرادی است که از آن لذت میبرید را از سر بگیرید. همچنین به فعالیت ها و سرگرمی هایی فکر کنید که به دلیل حضور در یک رابطه از انجام آن دور بودید، حالا می توانید به راحتی به این فعالیت ها بپردازید. دکتر سعید انصاری بیان می کنند که با انجام چنین فعالیت هایی خود را خوشحال کنید.

  •  می توانید فعالیت یا سرگرمی را که تا به حال تجربه نکرده اید را امتحان کنید و یا به یادگیری یک فعالیت جدید بپردازید.
  • فعالیت هایی مانند نقاشی، باغبانی، شنا، یوگا یا شعر خوانی و یا هر فعالیت دیگری که برایتان لذت بخش است را می توانید انجام دهید
  • می توانید دوره های آنلاین و کلاس های مختلف را برای آموزش زبان خارجی جدید آغاز کنید.

10- اجتماعی شوید.

این فرصت را به خود به دهید که در کنار خانواده و دوستانتان خوشحال باشید. همچنین با افراد جدید آشنا شوید و ملاقات کنید شاید این فرد بزرگی باشد و یا حتی عشق شما در آینده شود. تنها نمانید وسعی کنید بیرون بروید و اجتماعی باشید.
در فعالیت هایی که خانواده و یا دوستان در آن فعالیت های دسته جمعی مانند شعر خوانی و یا بازی دارند، بروید.

  • شما می توانید در کنار عزیزانتان باشید و یا با افراد جدید آشنا شوید.
  • در فعالیت های داوطلبانه شرکت کنید. با انجام این چنین فعالیت هایی احساس بهتری خواهید داشت و ممکن است باافرادی که دارای منافع مشترک هستند ملاقات کنید.
  • مهمانی های کوچک و بزرگ برای دوستان و خانواده خود تدارک ببینید.

علائم اسکیزوفرنی

علائم اسکیزوفرنی

اسکیزوفرنی

اسکیزوفرنی نوعی اختلال روانی جدی است که در آن افراد واقعیت را غیرطبیعی تفسیر می کنند. اسکیزوفرنی ممکن است منجر به ترکیبی از توهم ، تفکر و رفتار بسیار بی نظم شود که عملکرد روزمره را مختل کند و می تواند فرد را ناتوان نمايد.

علائم اسکیزوفرنی

اكثر افراد مبتلا به اسکیزوفرنی نیاز به درمان مادام العمر دارند. درمان به هنگام و زود ممکن است قبل از بروز

عوارض جدی باعث کنترل علائم جدى تر شود و شايد به بهبود در طولانی مدت کمک کند.

علائم اسکیزوفرنی

اسکیزوفرنی شامل یکسری مشکلات در تفکر کردن، باورها و احساسات یا حرکات است. نشانه و علائم اسکیزوفرنی

ممکن است بسیار متفاوت باشد اما معمولا شامل هذیان ، توهم، گفتار بی نظم و اختلال در عملکرد است.

هذیان

اینها باورهای نادرستى است که ارتباطى با واقعيتهاى موجود ندارد. به عنوان مثال فکر می کنید به شما آسیب وارد شده و یا مورد آزار و اذیت قرار گرفته اید. حرکات یا اظهار نظرهای خاص به شما القا می شود. شما توانایی و شهرت استثنایی دارید. شخص دیگری عاشق شماست. یا یک فاجعه بزرگ رخ داده است. لازم به ذكر است هذیان در بیشتر افراد مبتلا به

اسکیزوفرنی رخ می دهد.

توهم

توهم معمولا شامل مواردی است که دیده و یا شنیده می شود ولی در واقعیت نیست. با این حال برای همه ی افراد مبتلا به اسکیزوفرنی تاثیر یک تجربه ی عادی را دارد و واقعى تلقى مى شود.
توهم می تواند هر حسى را درگير نمايد، اما شنیدن صداها شایع ترین توهم است.

تفکر آشفته

داتشن تفکرات آشفته را می توان از صحبت های آشفته و بی نظم استنباط کرد. ارتباط موثر می تواند مختل شود و پاسخ به سؤالات ممکن است جزئی یا کاملاً نامربوط باشد. در این افراد در مواقع نادر، گفتار ممکن است شامل مجموعه ای کلمات بی معنی باشد که قابل درک نیستند.

رفتار حرکتی بسیار نامنظم یا غیر طبیعی

ممکن است این رفتارها به اشكال مختلف در افراد مبتلا به اسکیزوفرنی ديده شود که از صداقت کودکانه تا تحریکات غیرقابل پیش بینی را شامل می شود.
حرکات و رفتارهای نا منظم باعث می شد تا فرد نمی تواند بر هدف تمرکز کند بنابراین انجام تکلیف ، سخت است. رفتار شامل مقاومت در برابر دستورالعمل های درمانی، وضعیت نامناسب یا عجیب و غریب ، عدم پاسخ کامل یا حرکتی بی فایده و بیش از حد، می تواند باشد.

علائم منفی

این دسته از علايم به کاهش یا عدم توانایی عملکرد طبیعی اشاره دارد. به عنوان مثال ، فرد ممکن است از بهداشت شخصی غافل شود یا به نظر می رسد که ارتباط عاطفی نداشته باشد (ارتباط چشمی برقرار نمی کند ، حالت صورت را تغییر نمی دهد یا به صورت یکنواخت صحبت می کند). همچنین ممکن است فرد علاقه ای به فعالیت های روزمره نداشته باشد، از اجتماع دوری کند و یا توانایی تجربه لذت را نداشته باشد.
علائم با گذشت زمان، وخیم تر و یا کاهش پیدا می کند که نوع و شدت آن در افراد متفاوت است.

دکتر سعید انصاری روانپزشک و متخصص اعصاب و روان ، در درمان بیماری های روانی مانند علائم اسکیزوفرنی به افراد راهنمایی های لازم را ارائه می دهد. برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص روش های تشخیص این بیماری می توانید با شماره های 02122771870 – 02122790453 تماس بگیرید برای ارتباط با دکتر به آدرس اینستاگرام مراجعه کنید.

چه زمانی باید به روانپزشک مراجعه کرد؟

دکتر سعید انصاری روانپزشک در این خصوص این گونه بیان می کنند:
افراد مبتلا به اسکیزوفرنی اغلب آگاهی ندارند که مشکلات آنها ناشی از یک اختلال روانی است که نیاز به مراقبت پزشکی از طریق روانپزشک دارد. بنابراین اغلب کمک به آنها از طریق خانواده و دوستان باید انجام شود.

mayoclinic.org/diseases-conditions/schizophrenia/symptoms-causes/syc-20354443

بلوغ عاطفی

بلوغ عاطفی

منظور از بالغ شدن عاطفی چیست؟ برای بعضی از این به معنای صبور و پرهیزکار است. تسلط بر احساسات خود به گونه ای است که وقتی حسی را نیاز خواسته اید را داشته باشید و فقط آنچه را می خواستید احساس کنید.
رسیدن به بلوغ عاطفی دشوار خواهد بود اگر ندانیم معنی آن چیست. برای دریافت اطلاعات بیشتر و آن که آیا به بلوغ عاطفی رسیده اید و یا خیر داشتن یک مشاوره با روانپزشک خوب بسیار کمک کننده است.

بلوغ عاطفی

تعریف های مختلف از بلوغ عاطفی

در این بخش تعریف های دیگری را ارائه خواهیم داد که در خصوص تمایز و شناسایی صحیح احساسات فرد و آزادی تجربه احساسات متناسب با موقعیت خاص فردی اطلاعاتی را ب دست خواهید آورد.
این دشوار است که بتوان بلوغ عاطفی را تشخیص داد زیرا تجربیات فیزیولوژیکی، شناختی و عصبی احساسات مختلف تفاوت چندانی با هم ندارد . تمایز احساسات بسیار شبیه به جدا کردن رنگ های مختلف سبز در فروشگاه رنگ است.
این احساسات زمانی بروز می کند که فرد می خواهد تصمیم برزگی در زندگی خود بگیرد و دچار اضطراب، ترس و ناامنی می شود.

اضطراب

فرد در هنگام گرفتن تصمیم مهم دچار اضطراب می شود و از خود می پرسد آیا من تصمیم درست می گیرم؟

ناامنی و ترس

بعد از اضطراب، دچار حس ناامنی و ترس می شود و فرد از خود این سوال را بار ها می پرسد که آیا برای انجام این کار به اندازه کافی خوب هستم و می توانم به درستی انجام دهم؟

هر سه این احساسات چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟

از نظر عصبی ، میزان همپوشانی بالایی در انتقال دهنده های عصبی درگیر بین این سه احساس وجود دارد.
از نظر فیزیولوژیکی ، واکنشهای جسمی این احساسات بسیار مشابه است.
از لحاظ شناختی ، هر سه فکر در حالی که پیش بینی می شود نتایج منفی گسترش داده می شوند و رشد می کنند.

بنابراین چه اتفاقی برای فرد نابالغ از نظر عاطفی می افتد ؟

منظور ازاین صحبت توصیف تحقیرآمیز فرد نیست. معمولاً آنها یک احساس را به عنوان مشکل خود انتخاب می کنند. این به کانون تفکر آنها تبدیل می شود و سه مبارزه عاطفی کوچکتر تبدیل به یک مبارزه بزرگ و غیر قابل تصور تبدیل می شوند.

دکتر سعید انصاری روانپزشک و متخصص اعصاب و روان ،  از روش های نوینی برای درمان اختلالات روانپزشکی مانند بلوغ عاطفی استفاده می کند. . برای کسب اطلاعات بیشتر در این خصوص  با شماره های 02122771870 – 02122790453 تماس بگیرید برای ارتباط با دکتر به آدرس اینستاگرام مراجعه کنید.

اگر شخص خود را به عنوان “فرد مضطرب” قلمداد كند ، همه ترس و ناامنی آنها به عنوان اضطراب شناخته می شوند. این دو کار را انجام می دهد.
این احساسات، استراتژی های مقابله اضطراب را تا دو سوم ناکار آمد می کند با این فرض که اضطراب با ترس و نا امنی برابری می کند و دوم این را احساس می کند که هر تجربه عاطفی ناخوشایند با احساس اضطراب اتفاق می افتد.
بنابراین یک مشاور و روانپزشک خوب می تواند در خصوص بلوغ عاطفی و شناخت آن کمک نماید.

در این شرایط یک روانپزشک نیز چه باید انجام داد ؟

اول باید بتواند به فرد کمک کند تا تجربیات عاطفی خود را جدا کند. غالبا ما در مقوله های کلامی خود از این که در دسته های بین فردی و درون فردی هستیم نیز احساس بهتری داریم.
دوم
دوم ، (که اغلب اوقات از آن که شروع کنیم می ترسیم) باید بتوانیم راهنمایی های خوب روانپزشک را برای مقابله فردی فراهم کنیم و انجام دهیم. در مطالعه موردی در بالا زمانی که این کار انجام می شود که ترس و ناامنی از اضطراب جدا شود ، پس مشاوره خوب بر اساس یک ارزیابی، نتایجی را به دست خواهد آورد و راهنمایی های خوبی را در اختیار فرد خواهد گذاشت.

برخی از مقالات مرتبط 

انواع فوبیا

روان درمانی

ترس از حفره ها 

درمان افسردگی

بیماری دوقطبی

بیماری دوقطبی

امروزه با پژوهش های فراوانی که در زمینه روانپزشکی صورت گرفته است، حالت های روانی فراوانی در اختلال دوقطبی تشخیص داده شده است تا تشخیص و درمان این بیماری را آسان تر کنند. در گذشته اختلال دوقطبی با اسكیزوفرنی یا افسردگی اشتباه گرفته می شد. با فهم عمیق تر علائم بیماری های مختلف روانی می توان به تشخیص دقیق تر بیماری ها کمک کرد.

یکی از مهم ترین ابزارها برای درمان بیماری دوقطبی گفت و گو با روانپزشک و صحبت کردن راجع به تغییرات خلق و خوی، رفتارها و عادات زندگی است. همان طور که معاینه فیزیکی سلامت کلی بیمار را مشخص می کند، روانپزشک هم برای تشخیص بیماری روانی باید تمامی علائم بیماری را از زبان بیمار بشنود.

بیماری دوقطبی

بیماری دوقطبی

اختلال دوقطبی چیست؟

اختلال دوقطبی یک نوع بیماری روانپزشكى است که باعث تغییر حالات روانى شدید می شود. این تغییر شدید بر سطح انرژی فرد، توانایی تمرکز و تفکر و … تاثیر می گذارد. افرادی که به اختلال دوقطبی مبتلا هستند در فواصل زمانی متفاوت، دو فاز کاملاً مختلف را تجربه می کنند؛ فاز مانیک که در این بیماری به شیدایی معروف است و فاز افسردگی. این حالات روانى با تغییرات معمول در حالات روانى افراد کاملاً متفاوت است.

این بیماری در هر سنی می تواند رخ دهد ولی معمولاً در سن حدود 25 سالگی خود را نشان می دهد. در موارد نادری در کودکان و نوجوانان هم این اختلال دیده می شود. بیماری دوقطبی هر دو جنس زن و مرد را به طور یکسان درگیر می کند. طی مطالعاتی که صورت گرفته است حدوداً 83 درصد از موارد گزارش شده به بیماری دوقطبی شدید و حاد مبتلا هستند.

در صورتی که این بیماری درمان نگردد معمولاً به مرور زمان وخیم تر می شود. با این حال ترتیب دادن یک برنامه درمانی اصولی شامل روان درمانی و دارودرمانی و تغییرات مثبتی در سبک زندگی می تواند تاثیر بسیار مثبتی داشته باشد و این بیماران می توانند به زندگی عادی خود ادامه دهند.

تشخیص بیماری اختلال دوقطبی

روانپزشک برای تشخیص این بیماری روانپزشكى با توجه به نکات مهمی از علائم بیماری، شدت، طول مدت و تناوب علائم بیماری را می سنجد. اختلالات خلقی روزانه لزوماً به معنای اختلال دوقطبی نمی باشد. برای تشخیص اختلال دوقطبی سوالاتی در زمینه سابقه بیماری روانپزشكى، اختلالات خلقی یا اختلال دوقطبی در خانواده فرد پرسیده می شود.

زیرا گاهی اختلال دوقطبی مربوط به مسائل ژنتیکی است. ولی اکثر افرادی که اختلال دوقطبی دارند ژنتیکی نیست.
همچنین سوالاتی در زمینه توانایی بیان کردن علائم بیماری، روابط شخصی فرد، حافظه فرد و … پرسیده می شود.

علائم بیماری دوقطبی

ممکن است بیماری دوقطبی علائم مشترکی با دیگر بیماری های روانی داشته باشد. گاهی اختلالات خلقی نشانه بیماری های دیگر روانپزشكى می باشد مانند:

– مصرف مواد مخدر
اختلال شخصیت مرزی
– اختلالات رفتاری
– اختلال رشدی
– اختلال بیش فعالی و عدم تمرکز
– برخی اختلالات اضطرابی مانند استرس پس از سانحه

دکتر سعید انصاری روانپزشک و متخصص اعصاب و روان ، در جلسات روان درمانی از روش های نوینی برای درمان اختلالات روانپزشکی استفاده می کند. برای کسب اطلاعات بیشتر با روانپزشک خوب در تهران روشماره های 02122771870 – 02122790453 تماس بگیرید برای ارتباط با دکتر به آدرس اینستاگرام مراجعه کنید.

نتیجه گیری

اختلال دوقطبی یکی از بیماری های روانپزشكى است که با تشخیص زودرس علائم بیماری می توان به درمان بهتر آن کمک شایانی کرد.
منبع : https://www.nami.org/learn-more/mental-health-conditions/bipolar-disorder و https://www.webmd.com/bipolar-disorder/guide/bipolar-disorder-diagnosis#1

اختلال شخصیت مرزی و ازدواج

اختلال شخصیت مرزی و ازدواج

اختلال شخصیت مرزی بر روی بسیاری از روابط نزدیک و عاطفی تاثیر می گذارد. ولی این اختلال بیشترین تاثیر را در روابط زوجین و ازدواج خواهد داشت. زمانی که هر دو زوج به اختلال شخصیت مرزی مبتلا باشند رابطه بین فردی پر از آشوب و اختلاف خواهد بود. در این موارد می توان با روان درمانی و مشاوره مشکل را برطرف نمود و نیازی به جدایی و طلاق نمی باشد. در ادامه مقاله با ما باشید.

اختلال شخصیت مرزی و ازدواج

اختلال شخصیت مرزی و ازدواج

علائم اختلال شخصیت مرزی

اختلال شخصیت به مجموعه ای از احساسات و الگوهای رفتاری گفته می شود که به نظر مناسب نمی آید. علائم اختلال شخصیت مرزی به شرح زیر است:

– عکس العمل های شدید و احساسی و نامناسب
– رفتارهای تکان دهنده و نامناسب
– سابقه روابط متزلزل
– گوشه گیری و احساس پوچی
– عدم احساس یکدلی با دیگران
– احساس دائمی طرد شدن
– نوسانات خلقی شدید که برای روزها به طول می انجامد.
– اضطراب شدید، نگرانی و افسردگی
– برنامه شغلی ناپایدار
– رفتارهای پرخطر مانند رانندگی خطرناک

اختلالات و نوسانات خلقی شدید، رفتارهای تکان دهنده و عکس العمل های شدید و غیر منطقی همگی زندگی را برای این بیماران دشوار می کند و اتمام مدرسه، دوام آوردن در یک موقعیت شغلی و داشتن روابط عاطفی سالم و طولانی مدت را غیر ممکن خواهد ساخت.

مطالعاتی که بر روی افراد مبتلا به اختلال شخصیت فردی صورت گرفته نشان داده که 60 درصد از افرادی که به این اختلال مبتلا هستند ازدواج کرده اند. در ایالت متحده آمریکا 85 درصد از افراد تا سن 40 سالگی ازدواج کرده اند. بنابراین به این نتیجه می رسیم که این افراد تمایل کمتری به ازدواج کردن دارند.

اختلال شخصیت مرزی و طلاق

بر خلاف باور عموم افرادی که به اختلال شخصیت مرزی مبتلا هستند درصد طلاق بالاتری ندارند. در صورتی که فرد مبتلا به این اختلال تحت درمان قرار بگیرد و علائم بیماری کاهش یابد، می تواند ازدواج موفقی داشته باشد و والد خوبی باشد.

طی تحقیقاتی که صورت گرفته به این نتیجه رسیده اند که افراد مبتلا به این اختلال توانایی ضعیفی در حل مسائل دارند و مهارت های ارتباطی آن ها ضعیف است. به دلیل همین مشکلات این افراد نمی توانند ازدواج خوب و موفق و توام با آرامشی داشته باشند و همواره درگیر مسائلی پیش و پا افتاده هستند.

دکتر سعید انصاری روانپزشک و متخصص اعصاب و روان ، در جلسات روان درمانی از روش های نوینی برای درمان اختلالات روانپزشکی استفاده می کند. برای کسب اطلاعات بیشتر با روانپزشک خوب در تهران روشماره های 02122771870 – 02122790453 تماس بگیرید برای ارتباط با دکتر به آدرس اینستاگرام مراجعه کنید.

نتیجه گیری

ازدواج با فرد مبتلا به این اختلال می تواند چالش برانگیز و پر از استرس باشد. بنابراین در صورتی که فکر می کنید شریک زندگی آینده تان به این اختلال مبتلا است حتماً به یک روانپزشک مراجعه کنید تا بیماری طی جلسات روان درمانی، قبل از ازدواج برطرف گردد و بیمار تا حدودی بهبود یابد. جلسات زوج درمانی قبل و در طول ازدواج می تواند بسیار مفید باشد.

منبع : https://www.verywellmind.com/borderline-personality-and-marriage-425222 و https://www.psycom.net/depression.central.borderline.html

همه چیز درباره بیماری پارانویا

پارانویا

امروزه بسیاری از افراد در کشورمان به نوعی از پارانویا رنج می برند. شاید اخبار و حوادث روزنامه ها را مطالعه کرده باشید و هر روزه شاهد یک جنایت و یا حادثه به دلیل باورهاى نادرست یک فرد باشید. پارانویا به معنای اضطراب و احساس ترس شدید و افکار آزار و اذیت ، تهدید و توطئه از سوی دیگران می باشد. این علامت در بسیاری از اختلالات روانی خود را نشان می دهد.

زمانی که افکار و باورهای غلط آنقدر شدت می یابند که هیچ چیز حتی شواهد عینی نمی توانند این افکار و باورها را تغییر دهند، پارانویا تبدیل به نوعی از هذيانات می شود. زمانی که فرد تنها به پارانویا مبتلاست ولی علائم دیگری مانند توهمات دیدن و شنیدن وجود ندارد، اختلالاتى مثل افسردگى و اختلال هذيانى و شخصيتى و … مطرح است.

در موارد خفیف این بیماری افراد می توانند یک زندگی تقریباً معمولی داشته باشند ولی احتمالاً برخی فعالیت های آنها محدود شده و تا حدودی گوشه گیر می شوند.

پارانویا

پارانویا

علائم پارانویا

یکی از علائم مهم پارانویا عدم اطمینان و شک و بدبینی قوی به افراد است به طوری که احساس ترس و عصبانیت شدید دارند و گویی به آنها خیانت شده است. این افراد نمی توانند آرامش داشته باشند و فرد مورد نظر را ببخشند. مدام در این فکر هستند که از آنها سوء استفاده می شود.

علت پارانویا

پارانویا می تواند ناشی از بیماری های روانی مختلفی باشد. گاهی افکار و احساسات پارانوئیدی ناشی از وقایع و روابط در زندگی شخصی فرد می باشد. به این ترتیب فرد گوشه گیر تر می شود و برای رهایی از این افکار نمی تواند از دیگران کمک بگیرد.

هذيان چیست؟ به معنای پافشاری فرد بر باوری عجیب است این در حالی است که شواهد چیز دیگری را نشان می دهد.
اختلال توهم چیست؟

اختلال هذيانى به معنای بدبینی شدید می باشد. برخی از این باورها از لحاظ منطقی امکان پذیر نیستند. برای تشخیص اين اختلال علائم مربوطه باید بیش از یک ماه مشاهده شوند.

دکتر سعید انصاری روانپزشک و متخصص اعصاب و روان ، در جلسات روان درمانی از روش های نوینی برای درمان اختلالات روانپزشکی استفاده می کند. برای کسب اطلاعات بیشتر با روانپزشک خوب در تهران روشماره های 02122771870 – 02122790453 تماس بگیرید برای ارتباط با دکتر به آدرس اینستاگرام مراجعه کنید.

درمان پارانویا

برای درمان پارانوئید از روش های دارودرمانی و شناخت – رفتار درمانی کمک گرفته می شود. کلیدی ترین روش برای درمان پارانویا ساخت یک رابطه سرشار از اطمینان و مشارکتی به منظور کاهش تاثیر افکار آسیب رسان و تقویت مهارت های اجتماعی می باشد. درمان بیماران پارانوئید با توجه به خصومت شدید، حساسیت و جبهه گیری فرد بسیار سخت می باشد.

در اغلب مواقع روند بهبود بیماری بسیار آهسته رخ می دهد. با در نظر گرفتن روند کند درمان این را به خاطر بسپارید که این بیماری خطرات جبران ناپذیری دارد و حتماً باید برای درمان به موقع اقدام مناسب گردد.

نتیجه گیری

اختلال شخصیت شکاک و اختلال روانی هذيان یا پارانویا در موارد شدید تر می تواند حتی خطر جانی داشته باشد. بنابراین در صورتی که نشانه های این بیماری را در خود و یا نزدیکان خود مشاهده می کنید سریعاً به یک روانپزشک مراجعه کنید. جدی نگرفتن این بیماری در آینده می تواند موجب پشیمانی گردد. این بیماری مانند بیماری های دیگر روانی قابل درمان هستند فقط شاید روند درمانی به آهستگی پیش رود.

منبع : http://www.mentalhealthamerica.net/conditions/paranoia-and-delusional-disorders

Call Now Button