آرشیو دسته بندی : شخصیتی

10 کار که به حس تنهایی شما کمک می کند

احساس تنهایی، یک تجربه طبیعی و انسانی است. وقتی تنها هستید یا حتی وقتی در اتاقی شلوغ هستید، می توانید احساس تنهایی داشته باشد. وقتی با کسی ارتباط برقرار نمی کنید یا احساس می کنید هیچکس شما را درک نمی کند، ممکن است احساس کنید که کاملاً تنها هستید حتی اگر در اطراف دوستان یا خانواده باشید. علل تنهایی می تواند تغییراتی مانند نقل مکان، سوگواری برای مرگ یا پایان یک رابطه باشند که منجر به انزوای اجتماعی می شوند. در برخی موارد، تنهایی با شرایط سلامت روانی مانند افسردگی مرتبط است. افراد با عزت نفس پایین نیز ممکن است در صورت تلاش برای ایجاد ارتباطات اجتماعی، احساس تنهایی کنند.

همه افراد گاهی اوقات احساس تنهایی می کنند اما تنها بودن بیش از حد می تواند بر سلامت جسمی و روحی شما تأثیر منفی بگذارد. مطالعات نشان داده‌ است که تنهایی می‌تواند به اندازه کشیدن ۱۵ نخ سیگار در روز برای سلامتی شما مضر باشد. تنهایی با زوال شناختی و خطر ابتلا به اختلالات روانپزشکی مرتبط است. اگر زمانی که تنها در خانه هستید، گهگاه کمی احساس تنهایی می کنید یا احساس تنهایی عمیقی را تجربه می کنید که هرگز از بین نمی رود، می بایست به شیوه ای سالم به آن رسیدگی کنید و لازم است از بهترین روانپزشک کمک بگیرید. در این بخش 10 اقدامی که به احساس تنهایی شما کمک می کند را مرور می کنیم. در ادامه با ما همراه باشید…

احساس-تنهایی

احساس تنهایی خود را بپذیرید

انرژی خود را برای مبارزه با احساسات یا تلاش برای سرکوب آنها هدر ندهید. همه افراد گاهی اوقات احساس تنهایی می کنند و احساس تنهایی نه تنها به معنی ضعیف بودن یا بازنده بودن نیست بلکه به معنی انسان بودن است.

به دنبال راه حل باشید

گاهی لازم است که یک مشکل را حل کنید یا از طرفی نیاز است که احساس خود را به آن مشکل حل کنید. حال در نظر بگیرید که کدام گزینه برای شما بهتر است؟ حل مشکل  (از طریق برقراری ارتباط با کسی) یا حل احساس شما در مورد مشکل (مراقبت از احساسات خود). اگر شبی احساس تنهایی می کنید و دوستان یا اعضای خانواده ای دارید که می توانید با آنها تماس بگیرید، در این صورت حل مشکل برای رفع تنهایی شما بهترین گزینه است. حال اگر با دیگران تماس بگیرید و هیچ کس پاسخی ندهد، ممکن است حتی بیشتر احساس تنهایی کنید. اما، آنگاه می‌دانید که باید از زاویه‌ای دیگر با مشکل برخورد کنید یعنی به جای تلاش برای برقراری ارتباط با کسی، به احساس خود در مورد تنهایی رسیدگی کنید. در این شرایط بهتر است استراتژی مقابله ای سالمی را انتخاب کنید که به شما حس بهتری بدهد. طراحی، بافندگی یا باغبانی تنها چند نمونه از فعالیت های انفرادی هستند که به شما کمک می کنند تا به روشی سالم با تنهایی خود کنار بیایید.

با افرادی از گذشته خود ارتباط برقرار کنید

گاهی اوقات برقراری ارتباط با دوستان قدیمی آسان تر از پیدا کردن دوستان جدید است. به عنوان مثال می توانید از هم اتاقی سال های دانشگاه خود خبر بگیرید یا با پسر عمویی که مدت هاست از او بی خبرید در تماس باشید، از گذشته ها حرف بزنید و ارتباط خود را با آنها ادامه دهید. از طرفی ممکن است برقراری ارتباط با همکلاسی‌های سابق، هم محله ای های قدیمی یا همکاران قبلی خود را راحت تر بدانید، زیرا نقاط مشترک زیادی در گذشته با آنها داشته اید. یادآوری خاطرات خوش قدیمی به ارتباط دوباره ی شما با افراد کمک می کند.

مقابله-با-تنهایی

به گروه های مختلف بپیوندید

علاوه بر ارتباط با افرادی از گذشته خود، می توانید به دوستان جدید نیز فکر کنید و به دنبال فعالیت های اجتماعی باشید که برای شما مناسب است. از گروه های کتاب خوانی گرفته تا فعالیت های اجتماعی و گروه های پیاده روی، همه و همه می توانند فعالیت های مناسبی برای یافتن دوستان جدید باشند

کتاب بخوانید

خواندن کتاب به شما کمک می‌کند تا به درون شخصیت‌ها یا راوی‌ها پی ببرید. این امر به شما کمک می‌کند تا با طرز فکر دیگران آشنا شوید و بهتر ارتباط برقرار کنید. خواندن هر نوع کتابی می تواند کمک کننده باشد، چه خواندن کتابی در مورد خودیاری که از کتابخانه برداشته اید و چه یک کتاب صوتی علمی تخیلی، می تواند دنیای شما را گسترش دهد و به شما کمک کند کمتر احساس تنهایی کنید.

مهارتی جدید یاد بگیرید

هیجاد یادگیری یک مهارت جدید یا یک زبان جدید به شما کمک میکند احساس بهتری داشته باشید. علاوه بر این سبب آشنایی با افراد جدید می شود. به طور مثال می توانید در کلاس آشپزی یا کاراته شرکت کنید.

به دنبال یک سرگرمی باشید

سرگرمی های خلاقانه می توانند خلق و خوی شما را بهبود بخشند و به شما کمک کنند در لحظه زندگی کنید. این امر از فکر تنها ماندن برای همیشه و افکار منفی جلوگیری می کند. اگر سرگرمی خاصی ندارید، برای پیدا کردن آن وقت بگذارید. می توانید فعالیت های مختلف مانند ماهیگیری یا سفالگری را امتحان کنید تا زمانی که فعالیت مورد علاقه ی خود را پیدا کنید.

به دیگران محبت کنید

انجام یک کار خوب برای دیگران به شما حس بهتری می دهد و به شما کمک می کند با جامعه بیشتر در ارتباط باشید.جمع آوری کمک برای دیگران یا کمک به همسایه خود از جمله کارهای محبت آمیزی هستند که می توانید برای دیگران انجام دهید. اگر در تلاش برای یافتن کاری هستید ، می توانید با خیریه های محلی، بیمارستان ها، خانه های سالمندان یا پناهگاه های حیوانات تماس بگیرید تا ببینید چگونه می توانید داوطلب شوید یا کمک کنید.

تاثیرات مثبت همدردی و دلسوزی بر زندگی

همدردی عبارتست از احساس همدلی، دلسوزی و تمایل به برداشتن گام هایی برای کمک به تسکین رنج دیگران است. خود کلمه Compassion از لاتین گرفته شده و به معنای “با هم رنج کشیدن و غمخوار بودن” است. این واژه با احساسات دیگری مانند دلسوزی، همدلی و نوع دوستی مرتبط است، اگرچه این مفاهیم دارای تفاوت های کلیدی هستند. همدلی، توانایی درک احساسات و دیدگاه‌های دیگران و استفاده از این دانسته‌ها برای مدیریت رفتار توصیف می‌شود. از سوی دیگر، همدردی زمانی اتفاق می افتد که احساسات همدلی با میل به کمک همراه شود. با ما در سایت دکتر سعید انصاری، بهترین روانپزشک و رواندرمانگر همراه باشید تا اطلاعات کاملی در این زمینه کسب کنید…

نشانه های همدردی

برخی از نشانه هایی که نشان می دهد شما نسبت به دیگران احساس همدردی و دلسوزی دارید عبارتند از:

  • احساس می کنید که اشتراکات زیادی با افراد دیگر دارید، حتی اگر از بسیاری جهات بسیار متفاوت باشید.
  • قادر به درک آنچه دیگران از سر می گذرانند و احساس همدردی با آنها دارید.
  • توجه به احساسات، افکار و تجربیات دیگران.
  • وقتی می بینید که شخص دیگری در رنج و سختی است، اقدام به کمک و همدلی خواهید کرد.
  • داشتن سطح بالایی از هوش هیجانی به طوری که بتوانید احساسات خود و دیگران را درک، مدیریت و بر اساس آنها عمل کنید.
  • وقتی دیگران نسبت به سختی های شما ابراز همدردی می کنند، احساس قدردانی کنید.

انواع دلسوزی و همدردی

همدردی اغلب به یکی از دو شکل ظاهر می شود، که بسته به اینکه این احساسات چگونه کنترل می شوند، متفاوت است. همدردی شما با دیگران ممکن است برای افراد دیگر باشد و یا ممکن است برای خودتان باشد:

همدردی با دیگران: وقتی احساس همدردی با دیگران دارید، درد و آلام آنها را احساس می کنید و می خواهید راهی برای تسکین رنجشان پیدا کنید. این احساسات شما را وادار می کند تا برای بهبود وضعیت آنان هر کاری که می توانید انجام دهید.

دلسوزی و همدردی نسبت به خود: عبارتست از رفتار با خود با همان همدردی، دلسوزی و مهربانی که نسبت به دیگران ابراز می کنید. به جای اینکه خود را به خاطر اشتباهاتی که ممکن است در گذشته مرتکب شده اید سرزنش کنید، احساس درک و پذیرش خود و نقص های خود را دارید.

چگونه دلسوزی و همدردی با دیگران را تمرین کنیم؟

چندین گام مختلف وجود دارد که می توانید برای نشان دادن احساس دلسوزی و همدردی با دیگران بردارید.

  • با مهربانی صحبت کنید
  • وقتی اشتباه کردید عذرخواهی کنید
  • با دقت و بدون قضاوت به سخنان آنان گوش کنید
  • دیگران را تشویق کنید
  • پیشنهاد کمک به دیگران در حین انجام کاری
  • ابراز خوشحالی هنگام موفقیت دیگران
  • مردم را همان گونه که هستند بپذیرید
  • افراد را به خاطر اشتباهاتشان ببخشید
  • احترام بگذارید
  • سپاسگزار و قدردان باشید
  • صبور باشید

دلسوزی و همدلی دارای عناصر مشترکی هستند، اما دلسوزی و همدردی یک قدم فراتر می رود. به جای اینکه فقط خود را در جای آنها تصور کنید، حس همدردی و دلسوزی شما را وادار می کند تا برای کمک به آن شخص اقدام کنید. از آنجایی که می‌توانید احساسات شخص دیگر را به شدت لمس و درک کنید – گویی این احساسات برای شما اتفاق افتاده است – انگیزه قوی برای یافتن راهی برای تغییر وضعیت یا کاهش درد طرف مقابل وجود دارد.

تأثیر دلسوزی و همدردی

تاثیر-دلسوزی-و-همدردینشان

همدردی می تواند تأثیر مثبتی بر زندگی شما داشته باشد، مثلا منجر به بهبود روابط و افزایش شادی در شخص می شود. برخی از اثرات مثبت دلسوزی و همدردی عبارتند از:

  • بخشیدن حس خوبی به افراد می دهد: یکی از دلایلی که دلسوزی و همدردی می تواند تا این حد مؤثر باشد این است که کمک و یاری رساندن به هم نوع می تواند حال روحی شما را بهبود بخشد. دریافت حس دلسوزی و همدردی می تواند به شما کمک کند تا حمایت لازم را برای گذراندن دوران سختی به دست آورید. محققان دریافته‌اند که دادن پول به افرادی که به آن نیاز دارند، در واقع حس شادی بیشتری نسبت به خرج کردن آن برای خودمان ایجاد می‌کند.
  • افراد دلسوز عمر طولانی تری دارند: شرکت در فعالیت های داوطلبانه و خیرخواهانه مانند کمک به افرادی که نسبت به آنها دلسوزی می کنید می تواند طول عمر شما را افزایش دهد چرا که باعث ایجاد حس خوب می شود.
  • دلسوزی و همدردی روابط را بهبود می بخشد: همدردی می تواند به شما در ایجاد حمایت اجتماعی و ارتباطاتی که برای آسایش ذهنی مهم هستند کمک کند. همچنین می تواند از روابط بین فردی شما محافظت کند.

چگونه می توان بیشتر با دیگران همدردی کرد؟

برخی افراد نسبت به سایر افراد ذاتا دلسوزتر و غم خوارتر و مهربان تر هستند، کارشناسان همچنین پیشنهاد می‌کنند که اقداماتی وجود دارد که می‌توانید برای پرورش حس دلسوزی بیشتر هم برای خود و دیگران انجام دهید:

  • توجه خود را به موقعیت جلب کنید: اولین مؤلفه دلسوزی و همدردی این است که از آنچه دیگران تجربه می کنند، بیشتر آگاه شوید. خود را  در موقعیت آنها تصور کنید. اینکه بتوانید رخدادها را از منظر شخص دیگری ببینید می تواند به شما کمک کند نسبت به موقعیت او احساس دلسوزی و همدردی داشته باشید. تمرین کنید که خود را به جای موقعیت دیگران بگذارید و تصور کنید چه احساسی دارند.
  • قضاوت را کنار بگذارید: پذیرش افراد آنگونه که هستند و اجتناب از قضاوت مهم است. بدون انتقاد یا سرزنش فرد قربانی، بر پذیرش افراد همان گونه که هستند تمرکز کنید.
  • ذهن آگاهی را تمرین کنید: ذهن آگاهی تمرینی است برای تمرکز بر زمان حال، آگاهی بیشتر از افکار خود و مشاهده این افکار بدون قضاوت در مورد آنها. تحقیقات نشان می دهد که مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند برای بهبود حس دلسوزی به خود موثر باشد.
  • مراقبه محبت آمیز را امتحان کنید: این شکل از مدیتیشن، که به عنوان مدیتیشن دلسوزی نیز شناخته می شود، شامل مدیتیشن و در عین حال هدایت افکار مهربان و دلسوزانه به سمت خود یا دیگران است. تحقیقات نشان می دهد که این شکل از مدیتیشن می تواند به افراد کمک کند تا ارتباط خود را با دیگران بهبود بخشند و بهزیستی را افزایش دهند.

نتیجه گیری

دلسوزی و همدردی به شما این امکان را می دهد که احساسات دیگران را احساس کنید و رفتارهای اجتماعی را تحریک می کند که می تواند رفاه دیگران و همچنین سلامت جسمی و روانی شما را بهبود بخشد. در حالی که برخی افراد به طور طبیعی دلسوزی را بیشتر تجربه می کنند، کارهایی وجود دارد که می توانید برای کمک به بهبود توانایی خود در احساس دلسوزی نسبت به دیگران انجام دهید. یادگیری این توانایی به زمان و تمرین نیاز دارد، اما ارزش آن را دارد که به کار روی افزایش مهارت های دلسوزی و همدردی خود ادامه دهید. احساس آنچه دیگران احساس می کنند می تواند به شما کمک کند ارتباطات عمیق تر و معنی داری ایجاد کنید. عمل بر اساس این احساس دلسوزی می تواند برای دیگران مفید باشد.

اطلاعات کامل درباره اختلال خود دگر بینی یا مسخ واقعیت

بسیاری از افراد در طول زندگی خود علائم اختلال خود دگر بینی یا مسخ واقعیت را تجربه می کنند. ممکن است احساس کنید که از خودتان یا اطرافیانتان جدا شده اید. این احساسات ممکن است دلیلی برای هراس یا نگرانی نباشند. اما اگر این علائم در زندگی شما اختلال ایجاد کردند، با بهترین روانپزشک و رواندرمانگر تا بتوانید تحت درمان قرار بگیرید.

اختلال مسخ واقعیت یا خود دگر بینی چیست؟

اختلال خود دگر بینی، زمانی است که شرایط ذیل را احساس می کنید:

  • جدا شدن از افکار، احساسات و بدن خود (خود دگر بینی).
  • از محیط خود جدا شده است (مسخ واقعیت).

افراد مبتلا به این اختلال ارتباط خود را با واقعیت از دست نمی دهند. آن ها متوجه می شوند که تصوراتشان واقعی نیست. مسخ واقعیت یا خود دگر بینی نیز می تواند نشانه ای از شرایط دیگر باشد، مانند:

  • بیماری های مغزی
  • حملات صرع
  • اختلالات روانپزشکی، مانند زوال عقل و اسکیزوفرنی

اختلال-خود-دگر-بینی

آیا اختلال خود دگر بینی همان اختلال گسستگی است؟

اختلال خود دگر بینی یا مسخ واقعیت نوعی اختلال گسستگی است. اختلالات گسستگی، شرایط روانی است که شامل اختلال یا شکست در موارد زیر است:

  • هوشیاری
  • آگاهی
  • حافظه

آیا اختلال خود دگر بینی یک اختلال روانی است؟  افراد مبتلا به اختلال خود دگر بینی می دانند که احساس گسیختگی و جداماندن واقعی نیست. افراد مبتلا به اختلال روانپریشی معتقدند که احساسات آنها واقعی است.

چه کسانی به اختلال خود دگر بینی مبتلا می شوند؟

اکثر افراد مبتلا به این اختلال در جوانی به آن مبتلا می شوند. میانگین سنی برای ابتلا به اختلال خود دگر بینی 16 سال است، به ندرت این اختلال بعد از 40 سالگی شروع می شود.

اختلال خود دگر بینی چقدر رایج است؟

اختلال خود دگر بینی گذرا بسیار رایج است. این وضعیت زمانی رخ می دهد که علائم خود دگر بینی را برای مدت کوتاهی تجربه کنید. هنگامی که یک احساس زودگذر از جدا شدن از خود یا محیط دارید. ممکن است احساس کنید در حال تماشای خود در یک فیلم هستید. کارشناسان تخمین می زنند که این اختلال حدودا در نیمی از جمعیت رخ می دهد (در کمتر از 2 درصد از جمعیت رخ می دهد). به ندرت پیش می آید که مسخ واقعیت یا خود دگر بینی نیاز به درمان داشته باشد.

چه چیزی باعث اختلال خود دگر بینی می شود؟

محققان نمی دانند چه چیزی باعث این اختلالات می شود. در نیمی از موارد، درمانگران نمی توانند تشخیص دهند که چه چیزی باعث این اختلال می شود. عوامل بیولوژیکی و محیطی ممکن است در بروز این اختلال نقش داشته باشند. برخی از افراد ممکن است در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به یک اختلال گسستگی باشند به دلایل ذیل:

  • یک سیستم عصبی که کمتر به احساسات واکنش نشان می دهد.
  • برخی از اختلالات شخصیتی یا سایر اختلالات سلامت روان.
  • صرع

اختلالات گسستگی نیز می تواند پس از استرس یا فشار عصبی شدید رخ دهد، مانند:

  • پدر و مادری با بیماری روانی حاد
  • سوء استفاده یا تجاوز (شاهد یا تجربه آن).
  • تصادفات
  • خطرات مرگبار و تهدید کننده زندگی
  • بلایای طبیعی
  • مرگ ناگهانی یکی از عزیزان
  • خشونت
  • جنگ

علل دیگر عبارتند از:

برخی داروها مانند مواد توهم زا

خستگی بیش از حد

بی خوابی یا تحریک حسی، که ممکن است در بخش مراقبت های ویژه (ICU) رخ دهد.

علائم اختلال خود دگر بینی چیست؟

علامت اصلی اختلال خود دگر بینی یا مسخ واقعیت، احساس قطع ارتباط است. ممکن است احساس کنید:

  • از افکار، احساسات و جسم خود جدا شده اید (خود دگر بینی).
  • قطع ارتباط با محیط خود (مسخ واقعیت).
  • شبه ربات
  • گویی از بیرون بدن خود را مشاهده می کنید.
  • گویی در یک دنیای رویایی زندگی میکنید.
  • افسرده، مضطرب، وحشت زده یا انگار دارید دیوانه می شوید.

برخی از افراد علائم خفیف و کوتاه مدت را تجربه می کنند. برخی دیگر علائم مزمن (مداوم) دارند که ممکن است سال ها ادامه داشته باشد. علائم شما ممکن است در توانایی شما برای عملکرد طبیعی اختلال ایجاد کند. حتی ممکن است منجر به ناتوانی و عدم توانایی برای انجام امور روزمره شوند.

اختلال خود دگر بینی یا مسخ واقعیت چگونه تشخیص داده می شود؟

اگر علائمی دارید، روان درمانگر شما را ارزیابی می کند. شما یک سوابق پزشکی و معاینه بالینی خواهید داشت.

چه آزمایشاتی بایستی انجام شود؟ هیچ آزمایشی نمی تواند اختلالات گسستگی را تشخیص دهد. اما ممکن است روان درمانگر شما بخواهد آزمایش های خون یا تصویربرداری (اشعه ایکس، سی تی اسکن یا ام آر آی) انجام دهید. این آزمایشات می تواند بیماری جسمی یا عوارض جانبی دارویی را تایید یا رد کند.

آیا برای اختلال خود دگر بینی نیاز به درمان هست؟

درمان-اختلال-خود-دگر-بینی

اغلب، افراد به دلیل نگرانی در مورد علائمی مانند افسردگی به دنبال درمان هستند. افسردگی ممکن است مشکلی بزرگتر از اختلال باشد. ممکن است نیاز به درمان داشته باشید اگر:

اختلال طولانی مدت است یا مدام عود می کند

علائم ناتوان کننده یا ناراحت کننده هستند.

اختلال خود دگر بینی چگونه درمان می شود؟

هدف درمان مقابله با عوامل استرس زا است، که باعث ایجاد علائم می شوند. روان درمانگر شما درمان شما را بر اساس موارد زیر برنامه ریزی می کند:

  • سلامت عمومی.
  • محرک ها
  • شدت علائم

درمان اغلب شامل ترکیبی از موارد زیر است:

روان درمانی: گفتار درمانی درمان اصلی اختلالات گسستگی است. روان درمانگر ممکن است یک یا چند مورد از این روش‌ها را انتخاب کند:

درمان شناختی-رفتاری: CBT بر تغییر الگوهای تفکر، احساسات و رفتارهایی تمرکز دارد که به افراد کمک می‌کند یاد بگیرند چگونه الگوهای فکری مخرب یا ناراحت کننده را که تأثیر منفی بر رفتار و احساسات آنها دارند، شناسایی و تغییر دهند.

رفتار درمانی دیالکتیکی DBT : می تواند به اختلالات شخصیتی حاد کمک کند. در صورتی مفید است که سوء استفاده (تجاوز) یا فشار عصبی شدید را تجربه کرده باشید.

حساسیت زدایی از طریق حرکت چشم و پردازش مجدد EMDR : می تواند به شما در مقابله با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) کمک کند. این درمان می تواند کابوس های مداوم و سایر علائم را کاهش دهد.

خانواده درمانی: با همکاری خانواده، خانواده شما در مورد این اختلال یاد می گیرند و به اطلاعتشان افزوده می شود.

درمان های خلاق: هنر یا موسیقی درمانی می تواند به شما کمک کند افکار و احساسات خود را در یک محیط امن و خلاقانه کشف و بیان کنید.

سایر درمان ها:

تکنیک های مدیتیشن و آرامش: ذهن آگاهی ممکن است به شما در تحمل علائم کمک کند. می توانید یاد بگیرید که با افکار و احساسات خود هماهنگ شوید. همچنین می تواند به تنظیم پاسخ های بدن شما کمک کند.

هیپنوتیزم درمانی: این درمان از آرامش شدید، تمرکز و توجه استفاده می کند. یک روان درمانگر می تواند به شما کمک کند تا افکار، احساسات و خاطرات عمیق را کشف و درک کنید، همچنین می تواند به یافتن ریشه یک مشکل کمک کند.

کلام آخر 

در اختلال خود دگر بینی، فرد مبتلا خود را بیرون از بدنش مشاهده می کند. بهبودی کامل برای بسیاری از افراد امکان پذیر است. در برخی افراد، این اختلال خود به خود از بین می رود. برخی دیگر با استفاده از جلسات مشاوره و مقابله با محرک ها بهبود می یابند. درمان به حل مشکلات اساسی کمک می کند. برای جلوگیری از عود علائم به درمان ادامه دهید. این اختلال زمانی ست که به درمان پاسخ نمی دهد و ممکن است مزمن شود. لازم است برای درمان این بیماری از یک روانپزشک کمک گرفته شود.

منبع: https://my.clevelandclinic.org/health/diseases/9791-depersonalizationderealization-disorder

علائم هشدار دهنده و پیشگیری از خودکشی در نوجوانان

خودکشی یکی از علل اصلی مرگ و میر در میان کودکان و نوجوانان است. در سال 2017، بیش از 6200 خودکشی در نوجوانان و جوانان بین 15 تا 24 سال رخ داده است که آن را دومین عامل مرگ و میر افراد در این گروه سنی – درست پس از تصادفات غیرعمدی وسایل نقلیه موتوری – می سازد. در حالی که خطر خودکشی قبل از نوجوانی کمتر است، داده های CDC نشان می دهد که 183 کودک بین 9 تا 12 سال در سال 2018 بر اثر خودکشی جان خود را از دست داده اند.

آمار میزان خودکشی در نوجوانان

متاسفانه آمارها نشان می دهد که میزان خودکشی در نوجوانان رو به افزایش است. پس از روند کاهشی نرخ خودکشی از سال 1996 تا 2007، نرخ خودکشی نوجوانان دوباره کاهش یافته است. مطالعه‌ای که در مجله انجمن پزشکی آمریکا (JAMA) منتشر شد، افزایش 47 درصدی خودکشی را بین سال‌های 2000 تا 2017 در میان افراد 15 تا 24 ساله نشان داد.

خودکشی-در-نوجوانان

کارشناسان هنوز مطمئن نیستند، اما تئوری ها عبارتند از:

  • افزایش دسترسی به اسلحه
  • افزایش مصرف الکل
  • نفوذ شبکه های اجتماعی اینترنتی مانند فیس بوک

نظریه اصلی دیگر این است که افزایش خودکشی نوجوانان ممکن است به این دلیل باشد که نوجوانان کمتری در هنگام ابتلا به افسردگی با داروهای ضد افسردگی درمان می شوند. این به دنبال هشدار FDA در سال 2003 در مورد داروهای ضد افسردگی و خودکشی است. با این حال، از آنجایی که افسردگی درمان نشده خود یک عامل خطر برای خودکشی است، نوجوانان کمتری که این داروها را مصرف می‌کنند، می‌توانند تأثیر ناخواسته‌ای داشته باشند که منجر به خودکشی بیشتر شود. در سراسر جهان، سالانه حدود 90000 نوجوان دست به خودکشی می زنند که حدود چهار میلیون اقدام به خودکشی دارند. یعنی هر پنج دقیقه یک نوجوان بر اثر خودکشی جان خود را از دست می دهد. در سطح جهانی، خودکشی دومین عامل مرگ و میر در بین افراد 15 تا 29 ساله است.

عوامل خطر خودکشی نوجوانان

علاوه بر افسردگی درمان نشده، سایر عوامل خطر خودکشی عبارتند از:

  • اقدام به خودکشی قبلی
  • دسترسی به وسایل مرگبار خودکشی
  • سابقه خودآزاری
  • نقشه و برنامه برای خودکشی
  • اختلالات خلقی و روحی
  • اضطراب مزمن
  • اقدام به خودکشی قبلی
  • ژنتیک – سابقه خانوادگی خودکشی یا شرایط روانپزشکی
  • اختلال رفتاری
  • کودک آزاری
  • تجاوز جنسی
  • رویدادهای استرس زا، از جمله جداشدن از روابط عاطفی، مشکلات خانوادگی و غیره.
  • سوء مصرف مواد مخدر و الکل
  • اختلالات تغذیه
  • مورد آزار و اذیت قرار گرفتن
  • ترک تحصیل

جوانان LGBTQ (و به ویژه جوانان تراجنسیتی) در معرض خطر بالایی هستند. پروژه Trevor گزارش می دهد که احتمال خودکشی جوانان LGB پنج برابر بیشتر از جوانان دگرجنس گرا است. تحقیقات همچنین نشان می دهد که 44 درصد از جوانان تراجنسیتی در سال گذشته به خودکشی فکر کرده اند و 35 درصد اقدام به خودکشی کرده اند.

علائم هشدار دهنده خودکشی نوجوانان

به گفته انجمن خودکشی آمریکا، علائم هشدار دهنده خودکشی می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • داشتن افکار خودکشی، تهدید به صدمه زدن به خود، جستجوی راهی برای صدمه زدن به خود، نوشتن در مورد مرگ و انواع دیگر افکار خودکشی
  • افزایش مصرف مواد، از جمله سوء مصرف الکل و مواد مخدر
  • احساس بی هدفی یا اینکه دلیلی برای زندگی ندارند
  • علائم اضطراب
  • احساس گرفتار شدن در شرایط فعلی یا مشکلات
  • احساس ناامیدی
  • کناره گیری از دوستان و خانواده و فعالیت های معمول (تمایل به انزوا و گوشه گیری)
  • احساس خشم و عصبانیت کنترل نشده یا تمایل به انتقام از کسی
  • رفتار بی پروا
  • داشتن تغییرات خلقی چشمگیر

اگر فکر می کنید که نوجوان شما یکی از علائم هشدار دهنده خودکشی را دارد، آنها را نادیده نگیرید. حتما به بهترین روانپزشک برای حل این مشکل مراجعه نمایید.

پیشگیری از خودکشی در نوجوانان

علت-خودکشی-در-نوجوانان

علاوه بر همه نوجوانانی که با موفقیت دست به خودکشی می زنند، تعداد بیشتری نیز وجود دارند که اقدام به خودکشی می کنند. کارشناسان تخمین می زنند که 20 تا 25 درصد از نوجوانان اعتراف می کنند که در مقطعی از زندگی خود به خودکشی فکر می کنند و به ازای هر خودکشی، بین 5 تا 45 اقدام به خودکشی وجود دارد. این موضوع برای والدین، پزشکان و اشخاص دیگری که به طور منظم در اطراف نوجوانان هستند، اهمیت بیشتری دارند، تا بفهمند چگونه می توان از خودکشی جلوگیری کرد.

شناخت عوامل خطر و علائم هشدار دهنده خودکشی

اگر برای صحبت با نوجوان خود که فکر می کنید ممکن است علائم هشدار دهنده خودکشی داشته باشد، به مشاوره نیاز دارید با یک مشاور، روانشناس یا روانپزشک تماس بگیرید. اگر فکر می‌کنید فرزندتان به خودش صدمه می‌زند، حتما به دنبال کمک های حرفه‌ای از روانپزشک کودک، بیمارستان روانپزشکی یا اورژانس باشید. اطمینان حاصل کنید که اگر نوجوان شما ممکن است اقدام به خودکشی کند، اسلحه و داروها به راحتی و در خانه، در دسترس او نباشد. کمک و راهنمایی به نوجوانان در صورت داشتن افسردگی و یا اضطراب، که اغلب تصور می شود بزرگترین عوامل خطر برای خودکشی هستند می تواند برای جلوگیری از این رخداد تلخ سودمند باشد.​

نکات مهم درباره اختلال دو قطبی که هرگز نشنیده اید

امروزه با پژوهش های فراوانی که در زمینه روانپزشکی صورت گرفته است، حالت های روانی فراوانی در اختلال دوقطبی تشخیص داده شده است تا تشخیص و درمان این بیماری را آسان تر کنند. در گذشته اختلال دو قطبی با اسكیزوفرنی یا افسردگی اشتباه گرفته می شد. با فهم عمیق تر علائم بیماری های مختلف روانی می توان به تشخیص دقیق تر بیماری ها کمک کرد. یکی از مهم ترین ابزارها برای درمان بیماری دوقطبی گفت و گو با روانپزشک و صحبت کردن راجع به تغییرات خلق و خوی، رفتارها و عادات زندگی است. همان طور که معاینه فیزیکی سلامت کلی بیمار را مشخص می کند، روانپزشک هم برای تشخیص بیماری روانی باید تمامی علائم بیماری را از زبان بیمار بشنود.

فرد مبتلا به  اختلال دوقطبی دچار نوساناتی در رفتار می باشد، بدین صورت که دارای خلق افسرده، شیدا و در مواقعی هر دو این خلقیات را دارد. این اختلال ممکن است هفته ها یا ماهها به طول بیانجامد. بیمار در اثر این اختلال خلقی افسرده توام با بی قراری دارد در عین حال نیز در برخی مواقع شادمانی بیش از حد در حین فعالیت زیاد از خود نشان می دهد.

اختلال-دوقطبی

اختلال دوقطبی چیست؟

اختلال دوقطبی، یک نوع بیماری روانپزشكى است که باعث تغییر حالات روانى شدید می شود. این تغییر شدید بر سطح انرژی فرد، توانایی تمرکز و تفکر و … تاثیر می گذارد. افرادی که به اختلال دوقطبی مبتلا هستند در فواصل زمانی متفاوت، دو فاز کاملاً مختلف را تجربه می کنند؛ فاز مانیک که در این بیماری به شیدایی معروف است و فاز افسردگی. این حالات روانى با تغییرات معمول در حالات روانى افراد کاملاً متفاوت است.

در صورتی که این بیماری درمان نگردد معمولاً به مرور زمان وخیم تر می شود. با این حال ترتیب دادن یک برنامه درمانی اصولی شامل روان درمانی و دارودرمانی و تغییرات مثبتی در سبک زندگی می تواند تاثیر بسیار مثبتی داشته باشد و این بیماران می توانند به زندگی عادی خود ادامه دهند.

سن شیوع اختلالات دوقطبی

طبق آمار به دست آمده از هر 100 نفر یک،٤ نفر دچار اختلال دو قطبی می شوند . این بیماری معمولا از سن نوجوانی شروع می شود و در سنین بالای 40 سال بعيد است براى اولين بار بروز كند! همچنین میزان شیوع آن در مردان و زنان به یک میزان می باشد. این بیماری در هر سنی می تواند رخ دهد ولی معمولاً در سن حدود 25 سالگی خود را نشان می دهد. در موارد نادری در کودکان و نوجوانان هم این اختلال دیده می شود. بیماری دوقطبی هر دو جنس زن و مرد را به طور یکسان درگیر می کند. طی مطالعاتی که صورت گرفته است حدوداً 83 درصد از موارد گزارش شده به بیماری دوقطبی شدید و حاد مبتلا هستند.

انواع اختلال دوقطبی

1. اختلال دوقطبی نوع یک
فرد در طی مدت زمان مشخصی یکی از خلقيات افسردگی یا شیدایی را تجربه می کند. در صورتی که اقدامی در جهت درمان این اختلال صورت نگیرد معمولا بین 3 تا 6 ماه به طول می انجامد. و در صورتی که خلق افسردگی باشد 6 الی 12 ماه زمان می برد.
2. اختلال دوقطبی نوع دو
در این نوع از اختلال دو قطبی افسردگی بیشتر از شیدایی می باشد که به نام شیدائی خفیف نیز نامیده می شود.
3. اختلال دو قطبی با تناوب سریع
فرد در طی یک سال دارای چهار بار نوسان روانی می باشد . در این نوع از اختلال فرد ممکن است دچار یکی از انواع اختلال دوقطبی نوع یک یا دو شود.

 

 

علل اختلال دوقطبی

طبق بررسی های انجام شده دلیل واحد و قطعی برای این بیماری شناخته نشده است ولی فرضیه هایی وجود دارد که علل آن را به شرح ذیل بیان می کند:
1. خصوصیات ژنتیکی
2. وجود مشکل فیزیکی در قسمتی از مغز که کنترل رفتارها را برعهده دارد که در برخی موارد با دارو درمانی بهبودی حاصل می شود.
3. استرس
4. بیماری
5. مصرف مواد مخدر

علائم اختلال دو قطبی

  • خلق بسیار شاد
  • داشتن انرژی زیاد
  • ولخرج بودن
  • شرکت در فعالیتهای هیجان انگیز و خطرناک
  • اعتماد به نفس بالا
  • پرحرفی
  • نیاز کم به خواب
  • افزايش فعاليت هايى مثل اعمال مذهبى به صورت افراطى
  • افزايش ميل جنسى

در صورتی که در حالت خمودگى و افسردگى باشد علائمی به شرح ذیل دارد :

  • افسردگی
  • احساس نا امیدی
  • احساس غم و اندوه
  • عدم تصمیم گیری درست
  • اختلال در حافظه
  • فکر خودکشی
    ممکن است فرد به حالت عادی برگردد و همه این علائم چند ساعت یا چند ماه طول بکشد.

ممکن است بیماری دوقطبی علائم مشترکی با دیگر بیماری های روانی داشته باشد. گاهی اختلالات خلقی نشانه بیماری های دیگر روانپزشكى می باشد مانند:

  • مصرف مواد مخدر
  • اختلال شخصیت مرزی
  • اختلالات رفتاری
  • اختلال رشدی
  • اختلال بیش فعالی و عدم تمرکز
  • برخی اختلالات اضطرابی مانند استرس پس از سانحه

تشخیص اختلال دوقطبی

برای تشخیص این اختلال باید به بهترین متخصص اعصاب و روان مراجعه کرد. پزشک با توجه به سوالاتی كه از فرد درباره علائم می پرسد بیماری را تشخیص می دهد. روانپزشک برای تشخیص این بیماری روانپزشكى با توجه به نکات مهمی از علائم بیماری، شدت، طول مدت و تناوب علائم بیماری را می سنجد. اختلالات خلقی روزانه لزوماً به معنای اختلال دوقطبی نمی باشد. برای تشخیص اختلال دوقطبی سوالاتی در زمینه سابقه بیماری روانپزشكى، اختلالات خلقی یا اختلال دوقطبی در خانواده فرد پرسیده می شود. زیرا گاهی اختلال دوقطبی مربوط به مسائل ژنتیکی است.
همچنین سوالاتی در زمینه توانایی بیان کردن علائم بیماری، روابط شخصی فرد، حافظه فرد و … پرسیده می شود.

اگر علائم شيدايى به مدت یک هفته در فرد باشد اختلال دوقطبی از نوع اول تشخیص داده می شود. در این حالت اگر فرد دارای سه علائم مانند پرحرفی، نیاز کم به خواب، رفتارهای غیرمسئولانه باشد نیاز به بستری هم ممکن است وجود داشته باشد. در اختلال دوقطبی نوع دو، علائم کمتر می باشد. در برخی موارد پزشک برای اطمینان از اینکه علائم موجود مربوط به این اختلال می باشد آزمایش خون و ادرار را چك می کند.

درمان اختلال دوقطبی

درمان-اختلال-دو-قطبی

اختلال دو قطبی، شرایط طولانی مدتی است و هدف از درمان، کنترل علائم می باشد. درمان اولیه اختلال دو قطبی، شامل مصرف دارو و روان درمانی می باشد. درمان بسته به نیاز بیمار می تواند شامل موارد زیر باشد:

دارو درمانی

مصرف دارو به منظور متعادل شدن وضعیت خلق و خوی بیمار می باشد. تنوع دارو در درمان این بیماری زیاد می باشد. گاهی پزشک چند نوع دارو را برای بهبودی بیمار در نظر مي گيرد تا بهترين درمان براى فرد مبتلا صورت گيرد.

از تعدادی از داروها در درمان اختلال دو قطبی استفاده می شود. نوع و دوز دارو با توجه به علائم بیماری تجویز خواهد شد. از جمله داروها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • – داروهای تثبیت کننده خلق و خو: به کنترل وضعیت شیدایی و دو قطبی بیمار کمک می کنند.
  •  داروهای ضد روان پریشی: اگر علی رغم درمان، علائم افسردگی و یا دو قطبی بودن ادامه پیدا کند، مصرف داروهای ضد روان پریشی نیز در نظر گرفته خواهد شد. این داروها می توانند به تنهایی و یا همراه با داروهای تثبیت کننده خلق و خو مصرف شوند.
  • داروهای ضد افسردگی: این داروها به کنترل افسردگی کمک می کنند. از آن جایی که ممکن است این داروها باعث تشدید مانیک شوند، بهتر است همراه با داروهای تثبیت کننده خلق و خو و یا داروهای ضد روان پریشی مصرف شوند.
  • داروهای ضد اضطراب: این قبیل داروها به کنترل اضطراب و بهبود خواب کمک می کنند و تنها برای مدت کوتاهی مصرف می شوند.

ممکن است چند هفته تا چند ماه طول بکشد تا اثرات دارویی مشخص شود. در کل، تنها یک دارو در طول دوره درمان تغییر می کند و پزشک تشخیص می دهد که کدام دارو به تسکین علائم کمک می کند.

عوارض جانبی دارو

بسیاری از عوارض جانبی داروها بعد از تعیین بهترین نوع و دوز دارو برطرف می شوند و بدن با آن ها سازگاری پیدا می کند. توصیه می شود حتما با پزشک در خصوص عوارض جانبی مصرف داروها مشورت کنید.

هیچ گونه تغییر و یا قطع در مصرف داروها نباید صورت گیرد. اگر مصرف دارویی قطع شود، ممکن است شاهد تشدید و یا بازگشت علائم باشیم. حتی ممکن است فرد افسرده شود و حملات دو قطبی شدت بگیرد. در خصوص هر گونه تغییر در نحوه مصرف داروها حتما با متخصص اعصاب و روان مشورت کنید.

مصرف دارو و بارداری

بسیاری از داروهای درمان اختلال دو قطبی با نقایص تولد همراه هستند و می توانند از طریق شیر مادر به نوزاد منتقل شوند. برخی از این داروها نباید به هیچ عنوان در دوران بارداری مصرف شوند. هم چنین، داروهای پیشگیری از بارداری نیز در زمان مصرف داروهای درمان اختلال دو قطبی، اثر کمتری را به همراه خواهند داشت.

روان درمانى يا مشاوره

یکی دیگر از روش های درمان این بیماری، مشاوره است. رواندرمانى به تقویت روحیه شما در مبارزه با خلقیات این اختلال کمک می کند همچنین مشاوره به خانواده فرد بیمار باعث تسریع بهبودی روند درمان می باشد . در برخی موارد مصرف دارو به همراه روان درمانى تجویز می شود.

روان درمانی، بخشی از درمان اختلال دو قطبی است که می تواند به صورت فردی، خانوادگی و یا گروهی انجام شود.

  • ریتم درمانی فردی و اجتماعی: این روش درمانی با هدف ثابت شدن ریتم های شبانه روزی مانند خواب، راه رفتن و زمان وعده های غذایی انجام می شود. داشتن یک برنامه روتین می تواند به کنترل خلق و خو کمک کند. افراد مبتلا به اختلال دو قطبی، می توانند از مزایای برنامه روتین برای خواب، رژیم غذایی و ورزش بهره مند شوند.
  •  درمان شناختی رفتاری: هدف از این درمان، شناسایی عقاید و رفتارهای ناسالم و منفی و جایگزین کردن رفتارهای مثبت و سالم می باشد. این روش به افراد کمک می کند تا محرک های بروز اختلال دو قطبی را شناسایی کنند. افراد هم چنین استراتژی های مقابله با استرس را نیز فرا خواهند گرفت.
  •  درمان خانواده محور: حمایت و ارتباط اعضای خانواده کمک می کند تا افراد مبتلا به اختلال دو قطبی، روند درمان را ادامه دهند.

درمان ادامه دار

یاز به درمان همیشگی با مصرف دارو دارد، حتی زمانی که بهبودی در علائم احساس می شود. افرادی که درمان را ادامه نمی دهند، بیشتر در معرض تشدید علائم و افسردگی خواهند بود.

بستری شدن در بیمارستان

اگر فرد رفتارهای خطرناکی داشته باشد، ممکن است نیاز به بستری شدن پیدا کند تا علائم و خلق و خو، در یک محیط آرام و ایمن ثابت نگه داشته شوند.

نتیجه گیری

اختلال دوقطبی یکی از بیماری های روانپزشكى است که با تشخیص زودرس علائم بیماری می توان به درمان بهتر آن کمک شایانی کرد از این رو مراجعه به موقع به بهترین روانپزشک و تشخیص و درمان آن از اهمیت بالایی برخوردار است.

 

منابع : https://www.nami.org/learn-more/mental-health-conditions/bipolar-disorder و https://www.webmd.com/bipolar-disorder/guide/bipolar-disorder-diagnosis#1

اختلال شخصیت دوقطبی و خودشیفتگی: چه تفاوت هایی دارند؟

اختلال دو قطبی (BPD) و  شخصیت خودشیفته (NPD) دو اختلال روانی متفاوت هستند. این دو حالت در برخی از صفات همپوشانی و اشتراک دارند به همین دلیل گاها ممکن است تشخیص آنها از هم دشوار باشد.

دوره  های متمایز BPD  ممکن است هفته ها یا حتی بیشتر طول بکشد که شامل:

  • دوره های شیدایی: انرژی شدید، شادی یا تحریک پذیری
  • دوره های افسردگی: غمگینی، ناامیدی و بی انگیزگی
  • دوره های مختلط: علائم هر دو حالت بصورت همزمان

اختلال-شخصیت-خودشیفته

علائم کلیدی شخصیت خود شیفته

  • احساس بزرگ منشی
  • حس شیفتگی شدید نسبت به خود
  • فقدان همدلی یا هم حسی

BPD و NPD یکسان نیستند. این مقاله علائم و علل BPD و NPD و همچنین نحوه تشخیص و درمان آنها را مقایسه می کند.

علائم: شباهت ها و تفاوت ها

همه افراد مبتلا به BPD دارای ویژگی های خودشیفتگی نیستند. تحقیقات نشان می دهد که 4.5 درصد از افراد مبتلا به BPD دارای NPD هستند.

ظاهرا، BPD و NPD کاملاً متفاوت به نظر می رسند اما، وقتی عمیق تر بنگرید، شباهت هایی یافت می شود.

به طور ویژه، مرحله شیدایی اختلال دوقطبی می‌تواند باعث شود فرد احساس کند که بسیار قدرتمند، مهم یا با استعداد است. این یک خصلت کلیدی در اختلال خودشیفتگی نیز می باشد. (البته همه افراد مبتلا به BPD این علامت را ندارند.)

سایر علائم مشترک BPD و NPD عبارتند از:

  • تعیین اهداف بلند و اغلب دست نیافتنی
  • تکانشگری(تصمیمات عجولانه و عدم دور اندیشی) و رفتار مخاطره آمیز (مصرف بیش از حد، مشروبات الکلی، مواد مخدر، رابطه جنسی پرخطر و غیره)
  • مشکلات ارتباطی
  • فرد بی ملاحظه به نظر می رسند و یا نیازهای دیگران را نادیده می گیرند.
  • ماهیت BPD می تواند به شما کمک کند که بین خودشیفتگی معمولی و علائم پاتولوژیک NPD تمایز قائل شوید.
  • در NPD، ویژگی های شخصیت خودشیفته همیشه وجود دارد (اگرچه ممکن است فرد سعی کند آنها را پنهان کند).
  • در BPD، صفات خودشیفتگی فقط در طول دوره های شیدایی ظاهر می شود.

علائم شیدایی  BPD

  • خلق خیلی بالا و احساس نشاط شدید
  • تغییرات ناگهانی خلق و خو
  • تحریک پذیری
  • احساس خودبزرگ‌بینی
  • احساس خشم و پرخاشگری
  • افکار مسابقه ای: پرش افکار یک اختلال تفکر است که موجب صحبت سریع و نامنظم می شود
  • تند صحبت کردن
  • نیاز به خواب کمتر
  • رفتارهای پرخطر و قضاوت ضعیف

علائم  دو قطبی NPD

  • احساس خشم، سرافکندگی و حقارت در مواجهه با انتقاد
  • سوء استفاده از افراد دیگر
  • خود بزرگ بینی
  • اغراق در استعدادها و دستاوردها و همچنین انتظار دارد بدون موفقیتهای متناسب فرد برتر شناخته شود
  • اشتغال ذهنی به تخیلات: قدرت و هوش، موفقیت، استعداد ، درخشندگی ، زیبایی و عشق ایده ال.
  • انتظارات غیر منطقی موافقت حتمی با توقعات خود را دارد
  • نیاز مداوم به توجه و تحسین: نیازمند تمجید افراطی
  • عدم همدلی و هم حسی: نسبت به شناخت و همانند سازی با احساسات دیگران تمایلی ندارد.
  • رفتارهای خود خواهانه و پرنخوت

در NPD، آنچه به عنوان تکبر و رفتار خودخواهانه به نظر می رسد، تلاش برای پنهان کردن ترس ها و ناامنی های عمیق است. این امر می تواند منجر به افسردگی و سایر ویژگی هایی شود که ممکن است شبیه علائم افسردگی اختلال دوقطبی باشد.

همچنین افکار و رفتارهای خودکشی در هر دو اختلال رایج است.

چه چیزی باعث ایجاد اختلال BPD و NPD می شود؟ علم پزشکی هنوز به طور کامل علل BPD یا NPD را پیدا نکرده است، اما پیشرفت هایی در جهت درک بهتر آنها حاصل شده است.

علل اختلال دوقطبی

متخصصان معتقدند اختلال دوقطبی به دلیل ترکیبی از موارد زیر ایجاد می شود:

  • مسائل ژنتیکی
  • ساختار و عملکرد مغز
  • رویدادهای استرس زا یا آسیب زا

اگر یکی از بستگان نزدیکتان به BPD مبتلا باشد، در معرض خطر بیشتری برای BPD هستید.

علل اختلال شخصیت خودشیفته

علت-خودشیفتگیمتخصصان معتقدند NPD ممکن است ناشی از موارد زیر باشد:

  • ژنتیک
  • آسیبهای دوران کودکی
  • روابط زودهنگام

در صورت وجود هریک از موارد زیر شما در معرض خطر بیشتری هستید:

  • تحسین یا قضاوت بیش از حد والدین
  • والدین زیاده خواه یا غیرقابل اعتماد
  • سوء استفاده و یا آسیبهای در دوران کودکی
  • مشکل ارتباطی در روابط دوران کودکی
  • حساسیت مفرط دوران کودکی به بافت، نور یا صدا
  • اختلالات رفتاری دوران کودکی

 

درک فرآیندهای تشخیصی

BPD  و NPD فرآیندهای تشخیصی مشابهی دارند.

در مراحل اولیه، درمانگرممکن است شما را معاینه فیزیکی و به سوابق پزشکی و خانوادگی شما نگاه ‌کند. بسته به علائم شما، درمانگر شما ممکن است آزمایش خون یا آزمایش های دیگر را برای رد سایر شرایط تجویز کند. سپس تحت ارزیابی سلامت روان قرار خواهید گرفت. برای تشخیص باید به بهترین روانپزشک مراجعه نمایید.

نحوه درمان BPD و NPD

برخی از درمان های اختلال دوقطبی و اختلال شخصیت خودشیفته یکسان هستند. این موارد شامل روان درمانی و دارو درمانی است. هیچ داروی خاصی برای درمان قطعی NPD وجود ندارد، اما ممکن است برخی از داروها برای درمان علائم اضطراب و افسردگی که معمولاً همراه این اختلال هستند استفاده شود. درمان ها شامل:

روان درمانی: گفتار درمانی سنتی، روان درمانی روان پویشی و درمان شناختی رفتاری (CBT)

دارو: تثبیت کننده های خلق و خو، داروهای ضد روان پریشی و داروهای ضد افسردگی.

 CBT چیست؟

درمان شناختی – رفتاری روان درمانی است که بر تغییر رفتار یا مشکلات خلقی با پرداختن به الگوهای فکری منفی تمرکز دارد.

درمان های اختلال دوقطبی

افزون بر درمانهایی که ذکر شد، درمان های دیگری نیز برای اختلال دوقطبی وجود دراد که عبارتند از:

درمان با ضربه الکتریکی تشنج‌آور یا درمان با الکتروشوک (شوک درمانی) (ECT):

در این شیوه درمانی، جریان های الکتریکی کنترل شده از مغز عبور می کنند، آنها باعث تشنج کوتاهی می شوند که می تواند مغز و عملکرد نورون ها (سلول های مغز) را تغییر دهد.

تحریک مغناطیسی مغز (TMS)

در این روش میدان های مغناطیسی نورون های مرتبط با افسردگی را تحریک می کنند.

انواع دیگر روشهای روان درمانی: ریتم درمانی بین فردی و اجتماعی، رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT) و درمان متمرکز بر خانواده.

خود مدیریتی: ورزش منظم، مدیتیشن، آموزش در مورد BPD، و یادگیری تشخیص و مدیریت محرک ها.

ECT و TMS عمدتاً زمانی استفاده می شوند که روان درمانی و داروها تسکین کافی را ارائه نمی کنند.

درمان های اختلال شخصیت خودشیفته

درمان NPD دشوار است، زیرا معمولا افراد مبتلا به NPD درمان را رد می کنند یا از پذیرش مشکل خودداری می کنند.

اعتقاد بر این است که نوعی درمان به نام روان درمانی پویشی برای NPD موثر است.

آیا می توان از این شرایط پیشگیری کرد؟

هیچ راه حل شناخته شده ای برای پیشگیری از اختلال دوقطبی یا اختلال شخصیت خودشیفته وجود ندارد. با این حال، از آنجایی که آسیبهای دوران کودکی با هر دو اختلال مرتبط است، ممکن است درمان به موقع برای مشکلات دوران کودکی کمک کننده باشد.

منبع: https://www.verywellhealth.com/

اختلال وسواس جبری (OCD) و کمال گرایی

آیا تا به حال کسی شما را متهم کرده است که زیادی برای عالی بودن تلاش می کنید؟ مقابله با کمال گرایی به تنهایی، به اندازه ی کافی دشوار است، اما مدتهاست که این نظر مطرح شده که کمال گرایی در ابتلا به اختلال وسواس جبری (OCD) و سایر انواع بیماری های روانی نقش دارد. بیایید رابطه بین OCD و کمال گرایی را بررسی کنیم. در ادامه در سایت دکتر سعید انصاری، بهترین روانپزشک همراه باشید تا اطلاعات جامعی درباره ارتباط اختلال وسواس جبری و کمال گرایی دراختیار شما قرار دهیم…

کمال-گرایی

 

کمال گرایی چیست؟

قبل از اینکه درباره کمال گرایی و OCD صحبت کنیم، مهم است که تعریف کمال گرایی را بدانیم. کمال گرایی، تا حدی می تواند مفید باشد. وقتی کمال گرایی را با انتهای دیگر این طیف (گرایش های “سست”) مقایسه کنیم، گرایش های کمال گرایانه به طور معمول بر گرایش های “سست” ترجیح داده می شود.

بنابراین چگونه می توانید بفهمید چه چیزی خوب است (و نه تنها خوب بلکه ایده آل) و چه چیزی نیست؟ تحقیقات در مورد کمال گرایی نشان داده است که دو نوع اصلی کمال گرایی وجود دارد: کمال گرایی سازگار و سلامت و کمال گرایی ناسازگار یا ناسالم.

 

کمال گرایی سازگار یا سالم

کمال گرایی سازگاریا کمال گرایی سالم با رفاه روانی خوب و موفقیت بالا در مدرسه و محل کار همراه است. افراد با این نوع کمال گرایی دارای ویژگی های زیر هستند:

 

  • وظیفه شناسی
  • رفتار هدفمند
  • مهارت های سازمانی خوب
  • استانداردهای بالا برای خود و دیگران
  • استقامت در برابر مشکلات

 

کمال گرایی ناسازگار/ ناسالم

از سوی دیگر کمال گرایی ناسازگار یا کمال گرایی ناسالم، با ناراحتی، اعتماد به نفس پایین و علائم بیماری روانی همراه است. در افراد دارای این نوع کمال گرایی ویژگی هایی از جمله موارد زیر، بارز است:

 

  • بیش از حد به دنبال برآورده کردن انتظارات زیادی دیگران، مانند والدین یا کارفرمایان خود هستند
  • در رابطه با درستی یا نادرستی کاری که انجام می دهند شک دارند
  • کنترل گری بیش از حد
  • مشغله بیش از حد با اشتباهات گذشته
  • ترس از اشتباهات جدید

 

OCD و کمال گرایی

شکل ناسالم کمال گرایی به شدت با اختلال وسواس جبری (OCD) مرتبط است. به نظر می رسد در صورتی که فرد به شدت بر روی درستی کارها وسواس داشته باشد، میزان کمال گرایی بسیار بیشتر و شدیدتری دارد.

  • نیاز شدیدی به یقین دارند

به عنوان مثال، اگر احساس می کنید امورات شما باید دقیقاً به روش صحیح انجام شوند، میزان کمال گرایی شما بسیار زیاد است. اینکه فرد باور داشته باشد که انجام شدن وسواس های جبری اش به طور کامل و بی نقص، برای او اهمیتی در حد مرگ و زندگی یکی از عزیزان او را داشته باشد، امری غیر معمول نیست.

  • وسواس های رفتاری بررسی کنندگی

در صورتی که علائم OCD شما در رابطه با وسواس های مربوط به چک و بررسی کردن امور باشد، شدت کمال گرایی ناسالم در شما بالا است. به ویژه اگر مدام شک دارید که کاری مانند قفل کردن در یا خاموش کردن اجاق گاز را به درستی انجام داده اید یا نه و برای چک کردن گاز یا در بارها ممکن است برگردید و شرایط را بررسی کنید.

ترس بیش از حد از انجام اشتباهات فاجعه بار نیز به همین امر وابسته است. ممکن است در تمام طول روز نگران مواردی مانند باز ماندن درب، آتش گرفتن خانه و یا روشن ماندن اجاق گاز باشید.

وسواس رفتاری در بررسی کردن های مکرر این ایده را در ذهن و ناخودآگاه شما تقویت می کند که کامل نیستید یا حتی اینکه تصور کنید که “عقل خود را از دست داده اید”. این می تواند باعث شود که شما احساس بدتری داشته و اعتماد به نفس خود را از دست بدهید و در نتیجه رفتارهای بازرسی کنندگی شما را بیشتر تشدید کند.

  • می تواند وسواس را تشدید کند

کمال گرایی ناسالم OCD ممکن است به تداوم وسواس کمک کند. به عنوان مثال، شما نیز مانند بسیاری از افراد مبتلا به OCD ممکن است معتقد باشید که باید کنترل کاملی بر افکار خود داشته باشید. هنگامی که یک فکر عجیب یا ناراحت کننده به ذهن شما خطور می کند شما را آزار می دهد، از آنجایی که این افکار از کنترل شما خارج هستند بنابراین شما آنها را برچسب گذاری می کنید. این باعث می شود که شما افکار خود را با دقت بیشتری کنترل کنید، که می تواند منجر به ایجاد وسواس در شما شود.

درمان-کمال-گرایی

مقابله با کمال گرایی OCD

چگونه می توان با کمال گرایی OCD مقابله کرد؟ قدم اول این است که OCD و گرایش های کمال گرایانه در شما تشخیص داده شود. چندین نکته وجود دارند که می توانند در مقابله با این اختلال به خوبی عمل کرده و کمک شایانی به شما بکنند.

 

اتخاذ موضع آگاهانه

قرار گرفتن در یک موقعیت ذهن آگاه، بر این امر تأکید دارد که کمتر بر روی افکار خود سرمایه گذاری کنیم. پذیرش اینکه کنترل ما بر روی افکارمان کمتر از آن چیزی است که تصور می کنیم، می تواند در کاهش ناراحتی ای که اغلب با افکار مزاحم همراه است بسیار مفید باشد. تمرینات مدیتیشن ذهن آگاهی می تواند به ارتقای آگاهی عینی تر ما از افکار و احساسات هر روزه مان کمک کند.

تکنیک های شناخت درمانی

تکنیک هایی که اغلب در شناخت درمانی (CBT) به کار گرفته می شوند نیز می توانند در کنترل کمال گرایی OCD مفید باشند. تکنیک هایی مانند بازسازی شناختی و آزمایش های رفتاری می توانند در به دست آوردن یک ارزیابی عینی از احتمالات و یا پیامدهای اشتباهات فاجعه بار یا حتی اشتباهات جزئی مفید واقع شود.

درمان شناختی همچنین می تواند ابزار مفیدی برای بررسی انتقادی باورهایی باشد که درباره ی خود و دیگران دارید. با کمک یک درمانگر، می توانید یاد بگیرید که چگونه این باورها و رفتارهای ناسالم را در خود شناسایی کرده و آنها را به مرور تغییر داده و اصلاح کنید.

کنار گذاشتن کنترل افکارتان را تمرین کنید

به عنوان بخشی از شناخت درمانی و یا مواجهه و درمان پیشگیری از پاسخ (response prevention therapy)، ممکن است از شما خواسته شود تمریناتی را که برای ایجاد تحمل پریشانی (distress tolerance) طراحی شده اند، را انجام دهید. تحمل پریشانی (به شما کمک می کند تا بتوانید با هیجانات اشفته سازتان کنار بیایید) در واقع به معنای، ارتقای ظرفیت شما برای تحمل از دست دادن کنترل است.

از جمله ی این تمرینات می توان به ممانعت از بررسی یا تنظیم چیزی تا زمانی که واقعاً نیاز به انجام این بررسی باشد، اشاره کرد. اگرچه این کار در ابتدا می تواند بسیار سخت باشد، اما با گذشت زمان، شما به توانایی خود در تحمل و مدیریت این کنترل کردن ها، اطمینان بیشتری خواهید یافت.

برای به دست آوردن درک و آگاهی بیشتر از وضعیت خود، صحبت کردن با یک درمانگر بهترین راه است و بازخورد مورد نیاز شما را در هنگام تلاش برای کاهش تأثیر این اختلال بر روی زندگی تان، به شما ارائه می دهد.

زندگی با کمال گرایی  OCD

اقداماتی وجود دارد که می توانید برای رفع علائم OCD و همچنین کمال گرایی خود انجام دهید. برخی از این اقدامات و راهکارها عبارتند از:

 

  • استراتژی های خودیاری را امتحان کنید. بسیاری از رفتارهای خودیاری که به افراد در مقابله با OCD کمک می کنند، می توانند به مدیریت و کنترل کمال گرایی شما نیز کمک کنند.
  • بر روی تغییر کمال گرایی ناسالم خود کار کنید. به ویژه پرداختن به کمال گرایی مربوط به این وضعیت به احتمال زیاد به بسیاری از جنبه های مختلف این اختلال کمک می کند.
  • بر روی رفتارهای زیاده خواهانه و بیش از حد کمال گرایانه ی خود کار کنید. تکنیک هایی که به افراد زیاده خواه کمک می کنند تا به کمال گرایی بپردازند نیز می توانند به درمان OCD حتی در حد کمی هم که شده کمک کنند.

با این حال، شاید مهمترین نکته برای درک نقش کمال گرایی در OCD این است که بفهمیم OCD در هر شخصی متفاوت است. هر ویژگی شخصیتی که یک فرد داشته باشد می تواند در این اختلال نقش و تأثیری متفاوت داشته باشد.

 منبع:https://www.verywellmind.com/

10 قانون ساده ولی اساسی در آداب معاشرت در فضای مجازی

بسیار مهم است که آداب استفاده از فضای مجازی را بدانیم و در این فضا رفتار صحیحی داشته باشیم. قوانین آداب معاشرت به همان اندازه که در دنیای واقعی اهمیت دارند و تأثیرات عدم رعایت نکات اخلاقی می تواند برای مدت طولانی در ذهن افراد باقی بماند، در فضای مجازی نیز برای جلوگیری از آسیب رساندن به روابط آنلاین و آفلاین نیز بسیار حائز اهمیت هستند. با رعایت کردن قوانینی که در ادامه مطرح می شوند می توانید روابط آنلاین بهتر و موفقیت آمیزتری داشته باشید.

آداب-معاشرت-در-فضای-مجازی

افراد واقعی و خارج از دنیای مجازی را در اولویت قرار دهید     

هیچ چیز آزاردهنده تر از تلاش برای گفتگو با شخصی نیست که در تلفن یا رایانه اش غرق شده است. اگر کسی با شما در اتاق است، کار خود را متوقف کرده و به او نگاه و توجه کنید. تلفن همراه خود را پاسخ ندهید مگر این که بخواهید به کسی که پشت خط است بگویید که در اولین فرصت با او تماس خواهید گرفت. اگر منتظر تماس یا ایمیل مهمی هستید، از قبل با شخصی که کنار شما است و با شما صحبت می کند این موضوع را در میان بگذارید و پیشاپیش از او عذرخواهی کنید. اگر فردی که در کنار شما است و با شما صحبت می کند، همسر یا فرزند شما است اهمیت رعایت این امر چندین برابر بیشتر است. چک کردن مداوم ایمیل، اینستاگرام یا فیس بوک به افرادی که در کنار شما هستند این پیام را می دهد که به آنها اهمیت نمی دهید و برای آنها وقت ندارید.  بودن با کسی که غرق در دنیای مجازی است و به کسی که کنار او است اهمیتی نمی دهد، بسیار آزاردهنده است. رعایت این امر در اماکن عمومی مانند رستوران ها، حمل و نقل عمومی، فروشگاه ها، آسانسورها و کتابخانه ها نیز بسیار اهمیت دارد. از تماس تلفنی و مکالمه در این فضاهای مشترک خودداری کنید زیرا با این کار برای دیگران مزاحمت ایجاد می کنید و آنها را آزرده می کنید.

در چت و یا گفتگوی صوتی یا تصویری با زبانی محترمانه صحبت کنید

از استفاده از اسامی و القاب اهانت آمیز، فحش دادن، ابراز نظرات عمداً توهین آمیز و یا گفتن حرفی که اگر فرد رو در روی شما باشد آن را به او نمی گویید، در هر گونه اپلیکیشن ارتباطی فضای مجازی خودداری کنید. شاید بعضی از شما به اشتباه چنین تصور کنید که پیام های شما در فضای مجازی قابل ردیابی کردن نیستند، اما باید بگوییم که ردیابی کردن آنها کار آسانی است و عواقب آنها دامنگیر خواهند بود.

علاوه بر این که شما چه حرفی را در فضای مجازی می گویید و یا تایپ می کنید، نحوه ی بیان شما نیز بسیار مهم است. از رعایت اصول نگارشی و غلط های املایی گرفته تا نحوه ی جمله بندی شما، کش دار نوشتن کلمات(که به معنی فریاد زدن می باشد) و رعایت دیگر اصول و شرایط، همگی در روابط شما تأثیر به سزایی دارند. لطفا به یاد داشته باشید که از کلمه ی «لطفاً» استفاده کنید و در موقعیت های لازم و البته درست، از کلمات «تشکر، ممنونم و خواهش می کنم» نیز استفاده کنید.

عاقلانه و با احتیاط محتوای خود را به اشتراک بگذارید

از ارسال عکس های برهنه و جنسی، ویدیوهای خود در حال مستی، تصاویر مصرف مواد مخدر یا فیلم و عکس های خانوادگی از روی بی فکری و یا بدون رضایت افراد خودداری کنید. اگر با رئیس یا والدین خود مشکلی دارید یا اینکه فرزندانتان کنار شما هستند و مطالبی را که به اشتراک می گذارید را می بینند یا ممکن است که بعدها این مطالب را ببینند و برای آنها مناسب یا آزاردهنده باشد، از به اشتراک گذاشتن این مطالب در شبکه های فضای مجازی خودداری کنید. تمامی این موارد در رابطه با مکالمات تلفنی شما در اماکن عمومی نیز صادق هستند. این که شما نمی توانید فردی را که با او صحبت می کنید ببینید، به این معنی نیست که همه اطرافیان شما نیز نمی توانند شما را ببینند و صدایتان را بشنوند.

 

با افراد در حضور دیگران شوخی بیجا نکنید

اگر در یک گروه عمومی در فضای مجازی با یک فرد یا چند نفر خاص از اعضای آن گروه شوخی ای دارید، حرف و شوخی خود را در حضور دیگران بیان نکنید (زیرا این کار در جمع دیگران بیجا است) و آن را در یک پیام خصوصی با فرد یا افراد موردنظر به اشتراک بگذارید. با به اشتراک گذاشتن یک مطلب دو پهلو و مبهم در فیس بوک، اتاق های گفتگوی مجازی، استوری یا پست اینستاگرام خود باعث نشوید دیگران ناراحت شوند و احساس بی مهری کنند. همین امر در مورد خندیدن به جوک های پیامکی یا ایمیل شده هنگامی که در حضور دیگران هستید نیز صدق می کند. اگر نمی خواهید جوک را برای دیگر حاضران هم بخوانید سعی کنید پیش از خواندن و خندیدن، آن را ذخیره کنید و بعداً بخوانید.

انتخاب عاقلانه دوستان در فضای مجازی

رد شدن درخواست دوستی یا درخواست فالو کردن از طرف افراد حاظر در فهرست دوستان، مرتبط با آشنایان شما می تواند توهین آمیز و ناراحت کننده باشد و احساس بدی را به شما منتقل کند. بنابراین، قبل از ارسال درخواست دوستی یا پذیرش درخواست کسی، در مورد آن فکر کنید. اگر نمی خواهید با کسی در ارتباط باشید، بهتر است که در همان وهله ی اول او را اضافه نکنید.

اگر می خواهید به دلایل کاری و حرفه ای با همکاران خود در ارتباط باشید، به آنها بگویید که برای مثال از فیس بوک و اینستاگرام برای دوستی های نزدیک و ارتباطات شخصی خود استفاده می کنید و برای ارتباطات رسمی خود با همکاران و آشنایان دور، LinkedIn یا یک شبکه ی اجتماعی دیگر را به طور اختصاصی در نظر گرفته اید و استفاده می کنید.

استثناء آشکار در این مورد این است که اگر در حین معاشرت کاری با شخصی “دوست” می شوید و او را دنبال می کنید بعدها در صورتی که این ارتباط به اختلاف نظری بر بخورد و روابط شما به هیچ طریقی قابل ترمیم نباشد و یا نخواهید که ادامه داشته باشد، می توانید محترمانه آنها را آنفالو کنید. این کار را تنها زمانی انجام دهید که از ادامه ندادن این رابطه برای همیشه مطمعن باشید نه اینکه بخواهید کسی را آنفالو کنید و پس از مدت کوتاهی نظرتان تغییر کرده و دوباره بخواهید درخواست دوستی بدهید، زیرا این کار باعث آزار و بی احترامی به افراد می شود.

source: https://www.verywellmind.com/

علل خشونت در جوانان

هر روز در ایالات متحده، اخباری درباره خشونت جوانان پیدا خواهید کرد. چه خشونت خیابانی باشد، یا قلدری یا تیراندازی در مدرسه، جوانان کشورمان گرفتار رفتارهای خشونت آمیز هستند.
انجمن روانشناسی آمریكا (APA) خشونت جوانان را به عنوان یك نوع شدید پرخاشگری با هدف صدمه جسمی، آسیب زدن یا کشتن تعریف می كند. نمونه هایی از خشونت جوانان نیز شامل تجاوز در قرارها ، قتل ها و خشونت های گروهی است.
برای والدین و مربیان نوجوانان، دانستن انکه این نوع رفتارهای خشن شایع است، مهم می باشد. در واقع، طبق آمار مراکز کنترل بیماری (CDC) ، قتل سومین علت اصلی مرگ و میر در میان جوانان 15 تا 19 ساله در ایالات متحده است.
از این رو، والدین و مربیان باید در جلوگیری از خشونت در زندگی نوجوانان نقش فعالی داشته باشند. برای انجام این کار، مهم است که درک کنید چه چیزی باعث خشونت در بین نوجوانان می شود.

درهنگام مواجهه با این مشکلات می توانید با بهترین روانپزشک مشورت نمایید و راهکارهای مناسب را برای مقابله با آن ها فراگیرید.

علت-خشونت-در-جوانان

تأثیر رسانه

تحقیقات نشان می دهد که خشونت در رسانه ها بر نوجوانان تأثیر می گذارد و می تواند باعث شود آنها پرخاشگرانه رفتار کنند. اگرچه تعیین اینکه آیا خشونت در رسانه ها مستقیماً به خشونت جوانان منجر می شود یا خیر دشوار است، اما مطالعات نشان داده است که انجام بازی های ویدیویی خشن افکار و رفتارهای پرخاشگرانه را افزایش می دهد.
در حقیقت، یک مطالعه نشان داد که بازی های ویدیویی خشن نه تنها باعث افزایش رفتارهای پرخاشگرانه می شوند، بلکه همچنین افکار پرخاشگرانه را افزایش می دهند و همچنین ضربان قلب و فشار خون شرکت کنندگان را افزایش می دهند.
علاوه بر آن، این بازی های ویدیویی ” رفتار امدادی ” و احساس همدلی را کاهش می دهند. همچنین، کاربران بازی های ویدیویی خشن تمایل به تعامل با دیگر نوجوانان پرخاشگر دارند که این باعث می شود احساس کنند عقیده و احساساتشان مورد پذیرش و تأیید قرار گرفته است.
در حالی که بازی های ویدیویی اغلب بیشترین توجه را به خود جلب می کنند، خشونت در رسانه ها محدود به بازی های ویدیویی نیست. رسانه های خشونت آمیز همچنین می توانند شامل اینترنت، تلویزیون، مجلات، فیلم، موسیقی، تبلیغات، شبکه های اجتماعی و غیره باشند. اصولاً رسانه از هر چیزی که نوجوان شما می بیند، می شنود یا با ان تعامل دارد تشکیل شده است.

جوامع و محل زندگی

جایی که نوجوانان زندگی می کنند نیز می تواند بر آنها تأثیر بگذارد و آنها را به سمت رفتارهای پرخاشگرانه سوق دهد. CDC به چندین عامل خطر برای خشونت جوانان در جامعه اشاره می کند از جمله کاهش فرصت های اقتصادی، سطح بالای جرم و محله های اشفته از نظر اجتماعی.
علاوه بر این، تحقیقات نشان می دهد که خشونت جوانان می تواند به نوعی “عدالت خیابانی” در پاسخ به عدم حفاظت پلیس در برخی از محله ها تبدیل شود. وقتی این اتفاق می افتد، نوجوانان می توانند با استفاده از خشونت به عنوان راهی برای برقراری نظم در منطقه، امنیت محله را تأمین کنند. در نتیجه، خشونت جوانان اغلب به صورت خشونت گروهی، دعوا بر سر محل، جنگ با اسلحه و انواع دیگر خشونت بروز می کند.
هنگامی که نوجوانان در محله هایی با مشکل اقتصادی و اجتماعی زندگی می کنند ، ممکن است احساس کنند تنها گزینه آنها برای بقا عضویت در یک باند یا خشونت است. وقتی این طرز تفکر عادی باشد ، نوجوانان احتمالاً پرخاشگرانه عمل می کنند و در رفتارهای خشونت آمیز شرکت می کنند.

خشونت خانگی و کودک آزاری

 

کودک-آزاری
کودکانی که در خانه با خشونت زندگی می کنند، از ان یاد می گیرند و ممکن است در بزرگسالی افرادی خشن شوند. همچنین به احتمال زیاد در نوجوانانی خشونت در قرارها را تجربه می کنند، چه به عنوان یک قربانی چه متجاوز.
از دیگر عوامل موثر در این زمینه می توان به سبکهای سخت گیرانه تربیتی، همراه با هرج و مرج در خانه، بی توجهی و طرد شدن اشاره کرد. هر یک از این شرایط به علت عدم ثبات و ساختار در خانه می تواند منجر به خشونت در جوانان شود. خشونت آمیز بودن به نوجوانان احساس قدرت و کنترل می دهد – چیزی که در خانه از آن بی بهره اند.
برای مقابله با این خطر، مهم است که والدین سبک فرزند پروری خود را در نظر بگیرند و تدبیراتی را در نظر بگیرند تا بعداً احتمال بروز خشونت در زندگی نوجوانان خود را کاهش دهند. مربیان می توانند با ارائه کارگاه های آموزشی والدین از انها پشتیبانی کنند.

فشار دوستان

فشار همسالان نقشی اساسی در خشونت جوانان دارد، به خصوص به این دلیل که بچه ها بیشتر در یک گروه رفتارهای خطرناک یا خشونت آمیز انجام می دهند. نوجوانانی که به طور معمول پرخاشگر یا خشن نیستند، وقتی در گروهی از هم سن و سالان قرار بگیرند، از خود خشونت نشان می دهند.
علاوه بر این، نوجوانان وقتی احساس فشار می کنند بیشتر عصبانی شده و پرخاشگری می کنند. آنها همچنین ممکن است برای حفظ جایگاه خود در گروهشان خشونت بار شوند. فشار همسالان می تواند نوجوانان را به سمت رفتارهای مخاطره آمیز سوق دهد.

مصرف مواد مخدر و الکل

 

مدت هاست که مصرف الکل و مواد مخدر با خطر خشونت در جوانان همراه است. هم الکل و هم مصرف مواد مخدر می توانند پرخاشگری را افزایش و ترس را کاهش دهند، که این امر احتمال خشونت جوانان را افزایش می دهد.
در حالی که نوجوانان معمولاً برای احساس خوب بودن به مصرف مواد مخدر و الکل می پردازند، مصرف طولانی مدت مواد غیرقانونی اغلب احساس افسردگی، عصبانیت و سرخوردگی را به همراه دارد. این احساسات می تواند نوجوانان را به سمت بروز رفتارهای پرخاشگرانه و عصبانیت سوق دهد.

رویدادهای آسیب زا

برخورد با حوادث آسیب زا نیز می تواند باعث رفتار خشونت آمیز در نوجوانان شود. به عنوان مثال، نوجوانانی که دوست خود را در یک تصادف رانندگی که خود نیز در ان حضور داشته اند از دست می دهند، اغلب از این واقعیت که آنها زنده مانده اند؛ عصبانی می شوند.
از آنجا که عصبانیت یک مرحله عادی از غم و اندوه است، ممکن است یک فوران شدید ان در نوجوانان توجیه پذیز به نظر برسد. گرچه عصبانیت در این موقعیت یک احساس عادی است، اما بروز این خشونت نسبت به شخص دیگری طبیعی نیست. وقتی خشونت رخ می دهد، باید همیشه به آن رسیدگی شود.

بیماری های روانی

بیماری روانی، یکی دیگر از دلایل خشونت در بین نوجوانان است. مواردی مانند اختلال کمبود توجه، بیش فعالی (ADHD)، دو قطبی، اختلال نافرمانی مقابله‌جویانه (ODD) و اختلال سلوک همگی همراه با رفتارهای پرخاشگرانه یا احساس عصبانیت علائمی رایج هستند.
بیماری روانی نوجوانان گاهی اوقات پشت سایرعوامل خشونت جوانان پنهان می شود. به عنوان مثال، یک نوجوان مبتلا به اختلال دو قطبی ممکن است از مواد مخدر استفاده کند. اگر این نوجوان خشن شود، استفاده از مواد مخدر می تواند این واقعیت را پنهان کند که بیماری دو قطبی بخشی از علت خشونت او است.
به همین دلیل، مهم است که نوجوانانی که رفتارهای خشن دارند، از نظر داشتن بیماری روانی ارزیابی شوند. با معالجه کلی فرد و نه فقط علائم دیده شده، به احتمال زیاد خطر وقوع خشونت های اضافی را کاهش می دهید.
نوجوانانی که علائم اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را از خود نشان می دهند، ممکن است مستعد خشونت باشند. طغیان های خشونت آمیز به طور معمول یک علامت PTSD است و در صورت عدم درمان، می تواند در موقعیت های خشونت بار آشکار شود. به همین دلیل، برای نوجوانان مبتلا به PTSD دریافت مشاوره و مداخله مورد نیاز بیمار بسیار مهم است.

منبع : https://www.verywellfamily.com/

«من چم شده؟» اگر چنین احساسی دارید چه کاری باید انجام دهید؟

آیا تا به حال شده با خودتان فکر کنید که «من چم شده یا من چه مشکلی دارم؟» اگر این فکر برای شما هم پیش آمده بهتر است بدانید که شما تنها کسی نیستید که این احساس را دارید.

تقریباً هر انسانی گاه و بیگاه این احساس را تجربه می­ کند. برای برخی افراد این مسأله تنها یک لحظه ی زودگذر از تردید در خودباوری است، در حالی که برای برخی دیگر ممکن است احساس «به خوبی دیگران نبودن» و یا «به اندازه ی کافی خوب نبودن» احساسی همیشگی باشد. در برخی موارد نیز ممکن است این احساس شما، نشان دهنده­ این واقعیت باشد که در حال حاضر در شرایط خاصی هستید که نمی­دانید آیا می­توانید این شرایط را پشت سر بگذارید یا خیر.

دلیل این احساس شما هر چه که باشد باید بدانید که اقدامات و راهکارهایی وجود دارند که با به کارگیری آنها می توانید احساس بهتری داشته باشید.

بعلاوه، زمانی که این احساس به سراغ شما می­ آید بسیار مهم است که سعی در نادیده گرفتن آن نداشته باشید بلکه به جای انکار و یا نادیده گرفتن احساسات خود باید برای بررسی و شناخت این احساسات زمان بگذارید و اگر این کار برای شما کار سختی است، درباره ی مشکلات خود با بهترین روانپزشک صحبت کنید.

نارضایتی-از-خود

چرا چنین احساسی دارید

پیش از آنکه در رابطه با مدیریت این احساس صحبت کنیم، بهتر است در ابتدا دلایل احتمالی این احساس را با هم بررسی کنیم. دلایل بسیار متعددی وجود دارند که ممکن است باعث شوند شما احساس کنید که به اندازه ی کافی خوب نیستید و یا اینکه دیگران همیشه از شما بهتر هستند. از شکست­ ها و ناکامی­ های حال حاضر در زندگی شما گرفته تا رنج بردن از یک بیماری روحی یا جسمی طولانی ­مدت، همگی می­توانند از جمله­ دلایل داشتن این احساسات باشند. فهرستی که در ادامه آمده را بررسی کنید و ببینید که آیا هیچکدام از دلایل ذکر شده با شرایط حال حاضر در زندگی شما مطابقت دارد.

احساس آشفتگی

زمانی که احساس نارضایتی نسبت به خود دارید و احساس می­ کنید به خوبی دیگران نیستید و نمی­ توانید تمام تعهدات و کارهای خود را به خوبی و به درستی انجام دهید، آیا این امر برای شما بیشتر احساسی ناشی از آشفتگی است یا اینکه به دلیل سردرگمی است که چنین احساسی دارید؟

گاهی این احساسات ممکن است ناشی از شرایط بسیار پر چالشی باشد که شما در زندگی خود دارید. برای مثال شرایطی مانند اینکه شما یک شغل بیش از حد طاقت فرسا، مسئولیت­ های سنگین خانوادگی­، فشارهای مالی و شرایط متعدد دیگری داشته باشید که منجر شوند احساس کنید که نمی­توانید پا به پای شرایط زندگی خود پیش بروید و از پس زندگی خود بربیایید.

احساس گیر افتادن و درجا زدن

آیا احساس می­کنید که به نوعی در زندگی خود گیر افتاده­ اید، به طوری که احساس می­کنید دیگران خیلی چیزها را به دست آورده­اند اما شما نه؟ و یا آیا در تلاش هستید تا با شکست در زندگی عاطفی خود کنار بیاید، شغلی را که از آن متنفر هستید کنار بگذارید و یا خود را از شر یک رابطه­ی سمی خلاص کنید؟

و یا اگر ایده­ های خاصی در رابطه با اینکه زندگی­تان باید چگونه باشد دارید ولی احساس می­کنید زندگی شما آنگونه که می خواهید باشد نیست، این شرایط می­تواند شما را به این احساس برساند که به اندازه­ کافی خوب نیستید و یا اینکه شما در عملکرد خود به خوبی دیگران نیستید.

احساس تنهایی

عواملی هستند که می­توانند احساس تنهایی را در شما ایجاد کنند. ممکن است شما روابط تیره و پرتنشی با خانواده خود داشته باشید و یا در دوستیابی خود مشکلاتی را داشته باشید. معمولاً داشتن این احساس که «مشکل دارید یا به اندازه­ کافی خوب نیستید نشان دهنده ی این است که در برقراری روابط اجتماعی­ که در زندگی خود می­ خواهید داشته باشید دچار مشکل هستید.

تروما

اگر مدام با این فکر درگیر هستید که شما مشکل دارید و از خود ناراضی هستید، ممکن است به این دلیل باشد که دچار یک تروما یا همان ضربه­ روحی­ شده ­اید و یا در حال بهبود و گذر از یک شوک یا ضربه­ روحی هستید. این تروما می­ تواند یک شوک یا ضربه­ی روحی بزرگ مانند از دست دادن یک عزیز، قربانی خشونت شدن و یا تجربه­ی شرایط غم­انگیزی در زندگی مانند آتش ­سوزی خانه باشد.

با این حال، تروما ممکن است ناشی از عوامل بسیار جانکاه و ناآشکاری مانند زندگی با یک فرد سوءاستفاده ­گر خودشیفته باشد. تروما به هر شکل و هر دلیلی که باشد می­تواند تأثیر قابل توجهی در وضعیت روانی شما داشته باشد. اگر شما در چنین شرایطی هستید توصیه می­شود از یک پزشک روانپزشک متخصص مشاوره دریافت کنید.

بیماری جسمی

آیا احساس نارضایتی شما از خودتان به شرایط جسمی­تان مرتبط است؟ با داشتن یک بیماری و دست و پنجه نرم کردن با علائم و عوارض آن، و یا داشتن علائمی که هنوز دلیل آنها تشخیص داده نشده احتمالاً احساس گیجی و نگرانی در رابطه با شرایط جسمی­تان به شما دست می­دهد. در این شرایط مطرح شدن این فکر و سؤال که من چه مشکلی دارم؟ امری کاملاً طبیعی است و اغلب پاسخ این سؤال در ریشه ­یابی کردن با کمک یک پزشک متخصص، به دست می آید.

ارزش قائل نبودن فرد برای خود

گاهی این احساس نارضایتی از خود می ­تواند ناشی از کمبود عزت نفس و یا ارزش کمی برای خود قائل بودن، در فرد باشد. اینکه این احساس شما واقعیت را منعکس می­کند یا نه، اهمیتی ندارد و این درک شما از خودتان است که ذهنیت شما را تحت تأثیر قرار می­دهد.

زمانی که شما کمبود عزت نفس داشته باشید و یا ارزش کمی برای خود قائل باشید این کمبود در تمامی زمینه­ های زندگی شما نفوذ خواهد کرد به شما احساسی می­ دهد که گویی شما ظرفیت رسیدن به خیلی چیزها و یا انجام بسیاری از کارها ندارید.

راه ­حل این مشکل اغلب در شناسایی ارزش­های اصلی هستند که زمینه ­ساز مشکلات عزت­ نفس در شما می­ باشند. این ارزش ­ها ممکن است ریشه در احساس شرم و گناه داشته باشند.

مواجهه با مشکلات سلامت روانی

آخرین دلیل احتمالی که می ­تواند منجر به نارضایتی شما از خودتان شود، می ­تواند تشخیص یک بیماری روانی مانند افسردگی، اختلالات اضطرابی و یا اختلالات شخصیتی باشد.

در این موارد نیز مانند بیماری­های جسمی، بهترین اقدام، صحبت با یک روانپزشک متخصص در زمینه­ی سلامت روان و تحت درمان قرار گرفتن است. اگرچه به دست آوردن مهارت­هایی در زمینه­ی مدیریت و کنترل سلامت روان توسط خود شما تا جایی که امکان دارد نیز بسیار حائز اهمیت است.

چگونه با این احساس مقابله کنیم

مقابله-با-نارضایتی-از-خود

 

علی رغم دلیل این احساسات، اقداماتی هست که شما با انجام آنها می­توانید از شدت این احساسات منفی خود بکاهید. روش انتخابی شما برای مقابله با این احساس نارضایتی به دلیلی که باعت به وجود آمدن چنبن احساسی شده، بستگی خواهد داشت.

گاهی اوقات این فکر که شما مشکل دارید یا به اندازه­ی کافی خوب نیستید، ممکن است به یکباره به سراغ شما بیاید و اضطراب و احساسات منفی را در شما برانگیزد. در چنین شرایطی اولین و بهترین گام انجام کارهایی است که به شما کمک می­کنند که آرام شوید. کارهایی مانند:

  • قدم زدن در طبیعت
  • نوشتن احساسات خود در یک دفتر
  • تماس با شخصی حامی از میان خانواده، دوستان و یا غیره
  • تهیه فهرستی از کارهایی که باید انجام شوند(برای شرایطی که آشفته هستید و نمی­دانید از کجا شروع کنید)
  • استفاده از برنامه­های مدیتیشن مانند برنامه­ی Headspace و امثال آن
  • بوییدن برخی روغن­های خوشبو مانند لاوندر
  • شرکت در کلاس­های آنلاین یوگا و یا دیگر ورزش­ها
  • خواندن کتاب
  • دیدن فیلم یا برنامه­های تلوزیونی مورد علاقه­ تان

به طور کلی وقتی که با این فکر درگیر هستید که «شما مشکل دارید» یا «به اندازه­ی کافی خوب نیستید و به خوبی دیگران نیستید» با انجام کارهای زیر می­توانید این احساسات منفی و آزاردهنده را از خود دور کنید. اقداماتی مانند:

 

  • راه­های عملی برای مشکلات خود پیدا کنید
  • سلامت جسمی خود را مرتب کنترل کنید و بدن خودتان را بیشتر بشناسید
  • زمانی را در روز به فکر کردن در رابطه با مشکلات خود اختصاص دهید
  • مراقبت­های جسمی و روحی را جدی بگیرید
  • با یک روانپزشک متخصص مشاوره کنید و تحت نظر باشید
  • با افسردگی، استرس و اضطراب خود مقابله کنید

 

 

Call Now Button