زوج درمانی مبتنی بر دلبستگی (Attachment-Based Couples Therapy) یک رویکرد درمانی است که به طور خاص بر روابط عاطفی و ارتباطات بین زوجین تمرکز دارد. این روش از نظریه دلبستگی، که ابتدا توسط جان بولبی معرفی شد، الهام گرفته است و بر اهمیت دلبستگی امن و متقابل در ایجاد و حفظ روابط سالم تأکید دارد.
در این رویکرد، درمانگر به زوجین کمک میکند تا الگوهای ناسالم ارتباطی خود را شناسایی کرده و با استفاده از اصول دلبستگی، زمینهسازی برای ایجاد ارتباطات عاطفی عمیقتر و امنتر را فراهم آورند. این روش به ویژه برای زوجهایی که در روابط خود با احساسات منفی، بیاعتمادی یا فاصله عاطفی مواجه هستند، مفید است. در این مقاله به بررسی این رویکرد درمانی میپردازیم.

زوج درمانی مبتنی بر دلبستگی چیست؟
زوج درمانی مبتنی بر دلبستگی بر اساس نظریه دلبستگی جان بولبی ساخته شده و تمرکز اصلی آن بر بهبود ارتباطات عاطفی و اعتماد بین زوجین است. این روش درمانی به شناسایی و تغییر الگوهای ناسالم دلبستگی در مشاوره زوجین میپردازد و تلاش میکند تا با ایجاد محیطی امن و حمایتی، زوجین را قادر سازد تا ارتباطات عاطفی عمیقتر و متعهدانهتری برقرار کنند.
در این رویکرد، روان درمانگر به زوجین کمک میکند تا نیازهای دلبستگی خود را شناسایی کنند و راههایی برای پاسخدهی به این نیازها در روابطشان پیدا کنند. هدف نهایی این درمان، تقویت احساس امنیت و حمایت در روابط است تا زوجین بتوانند با یکدیگر ارتباط بهتری برقرار کنند و مشکلات عاطفی را حل کنند.
مزایای رویکرد زوج درمانی مبتنی بر دلبستگی
مزیتهای زوج درمانی مبتنی بر دلبستگی عبارتند از:
1. تقویت اعتماد و امنیت
زوج درمانی مبتنی بر دلبستگی به زوجین کمک میکند تا اعتماد و احساس امنیت در روابطشان را بازسازی کنند، که برای روابط سالم و پایدار ضروری است.
2. درک بهتر نیازهای عاطفی
زوجین میآموزند که نیازهای دلبستگی خود را شناسایی و به شکلی سالم برآورده کنند، که موجب کاهش تنشها و درک متقابل بیشتر میشود.
3. رفع الگوهای ناسالم ارتباطی
این درمان به شناسایی و تغییر الگوهای ناسالم ارتباطی کمک میکند که ممکن است در طول زمان باعث مشکلات عاطفی یا فاصله میان زوجین شده باشد.
4. حل تعارضها به شیوهای مثبت
زوج درمانی مبتنی بر دلبستگی به زوجین مهارتهایی میآموزد تا با استفاده از ارتباطات مثبت و همدلانه، تعارضها را به شیوهای سازنده حل کنند.
5. افزایش همدلی و فهم متقابل
این رویکرد موجب افزایش همدلی و درک احساسات یکدیگر میشود که باعث بهبود کیفیت ارتباطات عاطفی و کاهش سوءتفاهمها میشود.
6. کاهش استرس و اضطراب
با ایجاد یک محیط امن و حمایتی، این درمان به کاهش اضطراب و استرس در زوجین کمک میکند و به آنها اجازه میدهد تا احساسات و نیازهای خود را آزادانه بیان کنند.

بیشتر بخوانید: زوج درمانی مبتنی بر شفقت
زوج درمانی مبتنی بر دلبستگی چگونه انجام می شود؟
در این نوع درمان، درمانگر به زوجها کمک میکند تا الگوهای دلبستگی خود را بشناسند و نحوه تأثیرگذاری این الگوها بر روابطشان را درک کنند. هدف اصلی، تقویت احساس امنیت و اطمینان در رابطه زناشویی است، زیرا افرادی که احساس امنیت در روابط خود دارند، بهتر قادر به حل مشکلات و سازگاری با یکدیگر هستند.
مراحل درمان زوج درمانی مبتنی بر دلبستگی:
شناسایی الگوهای دلبستگی: درمانگر به زوجها کمک میکند تا بفهمند هر یک از آنها چه نوع دلبستگی دارند (دلبستگی ایمن، دلبستگی اضطرابی، دلبستگی اجتنابی و…).
درک الگوهای رفتاری در روابط: درمانگر به افراد کمک میکند تا بفهمند که چگونه نیازهای عاطفی آنها در رابطه با یکدیگر برآورده نمیشود و این امر باعث ایجاد فاصله یا تنش میشود.
ارتباط بهتر و حل تعارضات: زوجها یاد میگیرند که چگونه به نیازهای عاطفی یکدیگر پاسخ دهند و ارتباط بهتری برقرار کنند. این شامل تقویت مهارتهای گوش دادن فعال، ابراز نیازها و احساسات به شیوهای امن و بیخطر میشود.
ایجاد تغییرات در الگوهای دلبستگی: درمانگر به زوجها کمک میکند تا الگوهای دلبستگی ناسالم یا ناایمن خود را تغییر دهند و به سمت دلبستگی امنتر حرکت کنند. این تغییرات به روابط آنها عمق و ثبات میبخشد.
ایجاد همبستگی و اطمینان: زوجها با استفاده از این رویکرد، احساس امنیت و حمایت عاطفی بیشتری در رابطه خود پیدا میکنند که به تقویت روابط و بهبود کیفیت زندگی مشترک کمک میکند.
بیشتر بخوانید: زوج درمانی هیجان مدار
چالش های زوج درمانی مبتنی بر دلبستگی
زوج درمانی مبتنی بر دلبستگی میتواند با چالشهای متعددی مواجه شود. یکی از بزرگترین چالشها، مقاومت زوجین در برابر تغییر است. بسیاری از افراد ممکن است به دلیل تجربههای گذشته یا الگوهای دلبستگی عمیقاً ریشهدار، در پذیرش روشهای جدید ارتباطی دچار مشکل شوند. همچنین، اختلافات در سبکهای دلبستگی میان زوجین میتواند مانع پیشرفت درمان شود؛ بهویژه زمانی که یکی از طرفین دارای سبک دلبستگی ناایمن است و ممکن است احساسات و نیازهای خود را به طور نادرست بیان کند.
در برخی موارد، زوجین ممکن است در بیان احساسات خود مشکل داشته باشند یا از آسیبپذیری در برابر شریک عاطفی خود ترس داشته باشند، که این امر میتواند روند درمان را کند کند. علاوه بر این، برخی از مسائل عمیقتری مانند خیانت یا بحرانهای شدید ممکن است ایجاد کنند که درمانگر باید به دقت با آنها برخورد کند و برای بازسازی اعتماد و امنیت، زمان و تلاش بیشتری صرف کند.
نتیجهگیری
زوج درمانی مبتنی بر دلبستگی (ABCT) رویکردی است که میتواند تأثیر عمیقی بر کیفیت روابط زناشویی بگذارد. این روش به زوجها کمک میکند تا بهتر یکدیگر را درک کنند و به نیازهای عاطفی و روانی یکدیگر پاسخ دهند، که به نوبه خود باعث ایجاد رابطهای امن و حمایتگر میشود. بسیاری از مشکلاتی که زوجها در روابط خود با آن مواجه هستند، ناشی از عدم توانایی در بیان نیازهای عاطفی یا ناتوانی در فهم نیازهای طرف مقابل است. در چنین مواردی، زوجها ممکن است احساس کنند که به طور مداوم در حال مبارزه با یکدیگر هستند یا از هم دور میشوند، حتی اگر تلاشهایی برای برطرف کردن مشکلات انجام دهند.
در نهایت، این رویکرد به زوجها این امکان را میدهد که به یکدیگر نزدیکتر شوند و رابطهای مستحکم و طولانیمدت بسازند که بر اساس احترام، محبت و امنیت عاطفی استوار باشد. زوج درمانی مبتنی بر دلبستگی نه تنها به حل مشکلات فعلی کمک میکند بلکه به زوجها مهارتهایی میآموزد که میتوانند در طول زمان برای بهبود و حفظ کیفیت روابط خود از آنها استفاده کنند.
