وقتی صحبت از کودکانی در کلاس درس می شود که آسیب دیده اند یا دچار PTSD شده اند، چیزی به سادگی بلند کردن صدای معلم برای جلب توجه همه می تواند باعث پاسخ منفی دانش آموز شود. کودک ممکن است شروع به بد رفتار کردن کند. این امر به این دلیل اتفاق می افتد که معلم با بلند کردن صدای آنها به نوعی رویداد آسیب زا را به او یادآوری می کند و باعث واکنش تهاجمی یا گریز در بدن کودک می شود.
اگر این واکنش تهاجمی یا گریز بارها و بارها اتفاق بیفتد، دانش آموز می تواند راحت تر تحریک شود و در نهایت به نظر می رسد رفتاری از خود نشان می دهد که گاهی دیوانه یا بی ادبانه به نظر می رسد. علاوه بر این، این رفتار برای معلم مطلقاً بی معنی است، زیرا آنها از علت اصلی تروما یا PTSD دانش آموز بی اطلاع هستند.
به همین دلیل، برای معلمان اهمیت زیلدی دارد که بتوانند تشخیص دهند که چه زمانی ممکن است کودک آسیب دیده یا دچار PTSD شده باشد. با این کار، آنها می توانند رفتارهای عجیب و غریب دانش آموز را به شیوه ای مهربانانه و دلسوزانه رسیدگی کنند و درمان کنند.
اگر این واکنش تهاجمی یا گریز بارها و بارها اتفاق بیفتد، دانش آموز می تواند راحت تر تحریک شود و در نهایت به نظر می رسد رفتاری از خود نشان می دهد که گاهی دیوانه یا بی ادبانه به نظر می رسد. علاوه بر این، این رفتار برای معلم مطلقاً بی معنی است، زیرا آنها از علت اصلی تروما یا PTSD دانش آموز بی اطلاع هستند.
به همین دلیل، برای معلمان اهمیت زیلدی دارد که بتوانند تشخیص دهند که چه زمانی ممکن است کودک آسیب دیده یا دچار PTSD شده باشد. با این کار، آنها می توانند رفتارهای عجیب و غریب دانش آموز را به شیوه ای مهربانانه و دلسوزانه رسیدگی کنند و درمان کنند.
چه چیزی باعث تروما و PTSD در زندگی کودکان می شود؟
وقتی به PTSD و آسیبهایی که بچهها تجربه میکنند فکر میکنیم، ممکن است ذهنمان بهطور خودکار به سمت تجربیات مقیاس بزرگ مانند دعوا در مدرسه و خشونت گروهی برود. اما بچهها تقریباً از هر چیزی که ترسناک است یا احساس ترس و عدم اطمینان در آنها ایجاد میکند، میتوانند آسیب و PTSD را تجربه کنند.
به عنوان مثال، زمانی که کودکان شاهد آزار و اذیت در خانه، نادیده گرفته شدن توسط والدین، بی خانمانی، شاهد خشونت در محله یا مدرسه خود، نبود غذا، یا مورد آزار و اذیت همسالان خود قرار می گیرند، غیرمعمول نیست. حتی قرار گرفتن در یک تصادف رانندگی یا ابتلا به یک بیماری مهم می تواند باعث علائم تروما یا PTSD شود.
به همین دلیل، برای مربیان و مدیران بسیار مهم است که بفهمند تروما و PTSD چگونه بر دانشآموزان تأثیر میگذارد، به ویژه به این دلیل که نشان داده شده است که بر یادگیری تأثیر میگذارد.
درک PTSD و تروما
برای مربیان، رسیدگی به تروما و PTSD می تواند به طور ویژه چالش برانگیز باشد، زیرا کودکان اغلب ناراحتی را که احساس می کنند به گونه ای بیان نمی کنند که به راحتی قابل تشخیص باشد. در عوض، آنها درد و ترس خود را با رفتارهایی که اغلب پرخاشگرانه یا چالش برانگیز هستند، پنهان می کنند. در واقع، آنها استاد هستند تا مطمئن شوند هیچ کس نمی تواند درد آنها را ببیند.
اما وقتی معلمان و مدیران بتوانند علائم تروما و PTSD را شناسایی کنند، بهتر می توانند رفتارهای دانش آموز آسیب دیده را درک کنند زیرا می دانند چه چیزی باعث می شود که آنها به شیوه های مخرب رفتار کنند. این درک همچنین می تواند به جلوگیری از تشخیص اشتباه کودکان مبتلا به سایر بیماری هایی که دارای علائم هستند، مانند ADHD کمک کند.
کودکان مبتلا به PTSD و تروما معمولاً در تعدادی از زمینه ها دست و پنجه نرم می کنند. به عنوان مثال آنها:
- در ایجاد روابط با معلمان مشکل دارند
- خودتنظیمی ضعیفی دارند
- درگیر افکار منفی هستند
- بیش از حد هوشیار هستند
در اینجا نگاهی دقیقتر به هر یک از رایجترین علائمی که کودکان مبتلا به PTSD و تروما نشان میدهند، و اینکه چگونه معلمان میتوانند به رفع این مسائل در محیط کلاس کمک کنند، آورده شده است.
مشکل در ایجاد روابط
اینکه یک معلم بتواند با دانش آموزان خود ارتباط صمیمانه برقرار کند، اولین قدم در یک تجربه موفق کلاس درس برای بچه ها است. اما کودکانی که مورد بی توجهی از طرف خانواده قرار گرفته یا مورد آزار قرار گرفته اند، به دلیل عدم اعتمادشان به افراد در ایجاد پیوند با افراد دیگر ازجمله معلم مشکل دارند. از آنجا که افرادی که روی آنها حساب کرده اند معمولاً به نوعی به آنها خیانت کرده اند، آنها یاد گرفته اند که به دیگران اعتماد نکنند.
علاوه بر این، آنها معمولاً در کلاس درخواست کمک نمیکنند، زیرا عادت ندارند مردم در زمانی که واقعاً به آن نیاز دارند به آنها کمک کنند. در نتیجه، آنها اغلب در کلاس درس با مشکل مواجه می شوند و هنوز هم درخواست کمک نمی کنند. یکی از راه هایی که معلمان می توانند از بچه ها در این زمینه حمایت کنند این است که قابل اعتماد باشند. همچنین به ارائه کمک در مواقعی که نیاز به کمک دارند به جای اینکه منتظر بمانند تا آن را بخواهند کمک می کند.
کمک به دانش آموزان منزوی اجتماعی برای ایجاد ارتباط
خودتنظیمی ضعیف
وقتی صحبت از احساسات قوی به میان می آید، بچه های آسیب دیده برای مدیریت احساسات خود مشکل دارند. در کلاس درس، معلمان می توانند از این بچه ها به روش هایی حمایت کنند تا به آرامش خود و مدیریت احساساتشان کمک کنند. به یاد داشته باشید که همتنظیمی بر خود تنظیمی مقدم است. در نتیجه، آموزش نحوه تنش زدایی در زمانی که احساس فشار و استرس می کنند بسیار مهم است.
چالش ها با عملکرد اجرایی
هنگامی که کودکان ضربه روحی را تجربه می کنند، این بر حافظه و همچنین بر دامنه توجه آنها تأثیر می گذارد. علاوه بر این، آنها با برنامه ریزی، فکر کردن به چیزها و سایر عملکردهای اجرایی مشابه دست و پنجه نرم می کنند. جدای از زمینههای واضحی که در آنها به کمک نیاز دارند مانند یادگیری تمرکز و بهبود حافظه، بچهها همچنین به کمک برای برنامهریزی نیاز دارند. این ناتوانی در برنامه ریزی نه تنها بر تکالیف مدرسه آنها تأثیر می گذارد، بلکه بر رفتار آنها نیز تأثیر می گذارد زیرا آنها قادر به برنامه ریزی نحوه برقراری ارتباط با نیازها و احساسات خود نیستند.
معلمان می توانند به پرورش این مهارت برنامه ریزی کمک کنند و به دانش آموزان در پیش بینی آینده در کلاس کمک کنند. ندانستن آنچه در آینده در راه است برای این بچهها ناراحتکننده است و میتواند اضطراب زیادی ایجاد کند. اما، اگر معلم در مورد آنچه بعداً اتفاق می افتد اطلاعی داشته باشد، این به دانش آموز احساس راحتی و کنترل بر محیط خود می دهد زیرا قابل پیش بینی تر شده است. کودکان آسیب دیده همچنین برای صحبت کردن در موقعیت های دشوار یا چالش برانگیز به کمک نیاز دارند. بنابراین، این حوزه ای است که معلمان می توانند این مهارت را برای آنها الگوبرداری کنند.
افکار منفی
کودکانی که آسیب دیده اند یا دچار PTSD شده اند، اغلب این باور غلط را دارند که آن اتفاقات بد برای آنها رخ داده است، زیرا ذاتاً بد یا به نوعی معیوب هستند. این نوع تفکر این انتظار را ایجاد می کند که مردم هرگز آنها را دوست نداشته باشند یا با آنها خوب رفتار کنند. آنها حتی ممکن است تا آنجایی پیش بروند که باور کنند همه از او متنفر هستند.
زمینه دیگری که این کودکان در آن با مشکل مواجه هستند، مشارکت در کلاس درس است. آنها از ترس اشتباه مشارکت نمیکنند. در نتیجه، زمانی که از شرکت در آن امتناع میکنند، میتوانند بهعنوان مخالفت با بقیه برخورد کنند. اما این عدم مشارکت ناشی از ترس از شکست است و نه میل باطنی آن ها.
بهترین کاری که معلمان می توانند انجام دهند این است که به طور منظم در زندگی این دانش آموزان در مورد چیزهای خوب یا خاص آنها صحبت کنند. علاوه بر این، معلمان با درک اینکه چه چیزی آنها را از شرکت در پروژهها یا بحثهای کلاسی انگیزه میدهد، میتوانند به دلیل اصلی رفتارشان که ترس از شکست است، بپردازند و آنها را در طول مسیر تشویق کنند تا اینکه بلافاصله با نظم و انضباط واکنش نشان دهند.
باید بیش از حد هوشیار بود
هنگامی که کودک به نحوی آسیب دیده باشد، تمایل دارد آشکارا از خطر آگاه شود. در نتیجه، آنها اغلب یک واکنش مبهوت آمیز دارند. علاوه بر این، آشفتگی مزمن می تواند باعث شود این کودکان بیش فعال و تحریک پذیر به نظر برسند.
وقتی بچهها به دلیل این واکنش اغراقآمیز دعوا یا فرار در کلاس میشوند، بهتر است معلم سعی کند با احساس آنها ارتباط برقرار کند و به آنها کمک کند که احساسات خود را بگویند. تنبیه دانش آموز بدون درک واقعی علت اصلی رفتار هیچ تغییری در وضعیت ایجاد نمی کند.
نکاتی برای مدیریت کودکان آسیب دیده در کلاس درس
وقتی صحبت از مدیریت کودکان آسیب دیده در کلاس به میان می آید، مربیان باید مایل باشند که یک گام به عقب بردارند و به جای اینکه فوراً وارد حالت تنبیه و انظباط کردن، شوند، برای لحظه ای در نظر بگیرند که چه چیزی ممکن است ریشه رفتار بد بچه باشد. در اینجا چند راه وجود دارد که معلمان می توانند دانش آموزانی را که دچار تروما یا PTSD شده اند مدیریت کنند.
دیدگاه خود را تغییر دهید
هنگامی که دانش آموزی در کلاس شما رفتار بد نشان میدهد، صبر کنید و برای لحظه ای فکر کنید که چه چیزی ممکن است باعث این رفتار شود.
به جای دیدن یک بچه بد یا دانش آموز بد اخلاق، از دیدگاه دیگری به دانش آموز نگاه کنید. در واقع بسیار محتمل است که دانش آموزی که بازی می کند واقعاً یک بچه بدجنس نیست، بلکه در عوض یک بچه ترسیده است. و اقدامات او به احتمال زیاد ریشه در این واقعیت دارد که او در معرض حوادث آسیب زا خارج از کنترل او قرار گرفته است.
وقتی درک میکنید که چیزی عمیقتر باعث این رفتار بد میشود، قدرت بیشتری پیدا میکنید که موقعیت را به شیوهای همدلانه بررسی کنید. در نتیجه، بسیار مهم است که به خود یادآوری کنید که بچه های آسیب دیده سعی در فشار دادن دکمه های شما ندارند.
جایگزینی برای نحوه تربیت کردن سنتی پیدا کنید
یکی از چالشهایی که بچههای آسیب دیده در مدرسه با آن مواجه هستند این واقعیت است که وقتی آنها بدرفتاری میکنند، اغلب مدارس بلافاصله نوعی نظم و انضباط را وضع میکنند که در نهایت توجه را از بین میبرد، مانند تنبیه. به جای تنبیه کودکان، مدارس باید بر کمک به آنها برای تغییر رفتار تمرکز کنند.

