مقابله با شکست یعنی توانایی روبهرو شدن با لحظههایی که نتیجه مطابق انتظار نیست و ذهن سرشار از احساساتی میشود که گاه سنگینتر از خود اتفاقاند. هر کسی، در مسیر تلاشهایش، روزهایی را تجربه میکند که نتیجه کارهایش آنطور که باید پیش نمیروند. گاهی تمام برنامهریزیها، تلاشها و امیدها در یک لحظه فرومیریزند. اما آنچه اهمیت دارد، اتفاقی که افتاده نیست، بلکه شیوهای است که با آن روبهرو میشویم.
قرار نیست شکست به معنای پایان مسیر باشد. واقعیت این است که همه ما، دیر یا زود، طعم ناکامی را میچشیم. اما آنهایی که یاد گرفتهاند چطور با شکست کنار بیایند، نهتنها آسیب کمتری میبینند، بلکه از دل همان تجربه تلخ، چیزهایی میسازند که بعدها پایه موفقیتشان میشود. در ادامه همراه ما باشید تا روشهای مقابله با شکست را یاد بگیرید.
احساس شکست چیست و چرا اتفاق میافتذ؟
شکست، نشانه پایان نیست؛ بلکه فرصتی برای رشد و یادگیری است. شکست خوردن چه در محل کار باشد، مثل نگرفتن ارتقا شغلی، چه در زمینههای دیگر مثل شکست در مسایقات ورزشی، تجربهای ناخوشایند است. خیلیها برای فرار از احساسات تلخ شکست، تلاش زیادی میکنند تا آن را تجربه نکنند.
اما چرا ممکن است خود را شکست خورده ببینید؟ عوامل زیادی در این احساس نقش دارند که مهمترین آنها عبارتند از:
- احساس ناامیدی
- اضطراب و ترس
- افسردگی
- احساس درماندگی
- نبود حمایتهای عاطفی
- عزت نفس پایین
- مقایسه خود با دیگران
- تصویر ذهنی ضعیف از خود
- گفتگوی درونی منفی
- شرم و خجالت
- انتظارات غیرواقعبینانه
- دلشکستگی

راه هایی برای مقابله با شکست
اگر بارها این فکر به سراغتان میآید که «من شکست خوردهام»، باید بدانید که راههایی برای مقابله با شکست وجود دارد که با انجام آنها میتوانید احساس بهتری داشته باشید. یاد گرفتن نحوه مقابله صحیح و سالم با شکست، بخشی از ترس را از بین میبرد و درد شکست را کمتر میکند تا بتوانید بهتر از قبل به مسیر خود بازگردید.
نکته بسیار مهم این است که همه انسانها در طول زندگیشان شکست میخورند. این شکستها ما را نابود نمیکند، بلکه فقط نشان میدهد که به عنوان یک انسان، این بار شرایط مطابق میل ما پیش نرفته است. در ادامه راههای مقابله با این احساس را بررسی میکنیم:
با احساسات خود صادق باشید و آنها را بپذیرید
وقتی شکست میخوریم، احساسات مختلفی مثل خجالت، اضطراب موقعیتی، عصبانیت، غم و شرم سراغمان میآید. این احساسات ناخوشایندند و خیلیها دوست دارند هر طور شده از آنها فرار کنند.
مطالعهای در سال ۲۰۱۷ نشان داد که بهتر است بعد از شکست، احساسات منفیمان را نادیده نگیریم و سعی نکنیم آنها را سرکوب کنیم. تمرکز کردن روی این احساسات به جای خود شکست، کمک بیشتری به ما میکند.
پذیرفتن و تجربه کردن این احساسات، میتواند انگیزهبخش باشد. هریک از احساسات ما دلیلی دارند و میتوانند باعث شوند بیشتر تلاش کنیم و راههای بهتری برای موفق شدن پیدا کنیم. پس احساساتتان را بشناسید؛ مثلاً بگویید: «من ناامیدم» یا «از اینکه نتیجه نگرفتم ناراحتم.» و کمی به خودتان فرصت دهید این احساسات را تجربه کنید.
روشهای ناسالم برای فرار از درد را بشناسید و کنار بگذارید
گاهی ممکن است برای فرار از شکست، آن را توجیه کنید مثلا به خود بگویید: «اصلاً آن شغل را نمیخواستم!» اما یادتان باشد که کوچک جلوه دادن درد، آن را از بین نمیبرد. حواسپرتی یا پر کردن خلأ احساسی با خوردن زیاد، مواد مخدر، الکل یا روابط جنسی بیهدف هم دردی را درمان نمیکند و فقط موقتا شما را آرام میکند.
برای مقاله با شکست، در ابتدا باید بفهمید که چطور ممکن است خودتان را فریب دهید و به روشهای ناسالم برای فرار از درد رو بیاورید و در ادامه سعی کنید آن رفتار ها را انجام ندهید. چرا که این روشها نه تنها کمکی نمیکنند، بلکه شرایط شما را سختتر میکنند.
بهجای سرکوب احساسات، از راهکارهای سالم برای آرامش استفاده کنید
راههای زیادی برای کنار آمدن سالم با احساسات منفی و درد شکست وجود دارد. مثلاً تماس گرفتن با یک دوست، تمرین تنفس عمیق یا مدیتیشن، گرفتن حمام آب گرم، پیادهروی یا بازی کردن با حیوان خانگی میتوانند به شما کمک کنند. البته هر راهکاری برای همه مناسب نیست، پس برای مقابله با شکست، باید راهی را پیدا کنید که برای شما مؤثر باشد.
اگر در مواقع استرسزای زندگی به عادات ناسالمی مثل سیگار کشیدن یا پرخوری روی میآورید، یک لیست از راهکارهای سالم مقابله را تهیه کنید و در جایی که به راحتی ببینید، نصب کنید. وقتی احساس بد دارید، این لیست میتواند به یادآوری راههای بهتر برای مدیریت احساسات کمک کند.
باورهای اشتباه درباره شکست را اصلاح کنید
ممکن است در طول زندگیتان باورهای غیرمنطقی درباره شکست شکل گرفته باشد. مثلاً فکر کنید شکست یعنی شما آدم بد، ناقص یا بیارزشید، یا اینکه هرگز موفق نمیشوید. شاید حتی فکر کنید اگر شکست بخورید، کسی شما را دوست نخواهد داشت.
این باورها اشتباهاند و ممکن است مانع تلاش شما برای رسیدن به موفقیت شوند. یادتان باشد شکستها بخشی از داستان کلی موفقیت شما هستند که شامل بالا و پایینهای زندگی است. پس سعی کنید این باورهای نادرست را شناسایی کنید، ببینید چطور روی احساسات و رفتار شما تأثیر میگذارند و جلوی پیشرفتتان را میگیرند.
دیدگاه واقعبینانهتری نسبت به شکست داشته باشید
بررسیای که در سال ۲۰۱۶ در مجله «مرور روانشناسی بالینی» منتشر شد و شامل ۴۶ مطالعه درباره واکنشها به شکست بود، نشان داد که داشتن نگرشی مثبت و منطقی در مواجهه با شکست، نقش مهمی در تابآوری فرد در برابر فشارهای عاطفی شکست دارد. به عبارت دیگر، اگر شکست را ناشی از عامل مشخص و قابل تغییر بیرونی بدانید، نه عامل داخلی و غیرقابل تغییر، کمتر دچار احساساتی مثل شرم، غم و اضطراب خواهید شد.
وقتی به خودتان میگویید که شکستخورده و بیامید هستید یا تلاش دوباره بیفایده است، سعی کنید این افکار را تغییر دهید. به جای آن، جملات واقعبینانه و مثبت زیر را به خود یادآوری کنید:
- شکست یعنی دارم خودم را به چالش میکشم.
- من توانایی مقابله با شکست را دارم.
- میتوانم از شکستهایم درس بگیرم.
شاید لازم باشد این جملات را بارها تکرار کنید تا افکار منفی را کنار بزنید و به خود یادآوری کنید که میتوانید دوباره قویتر برگردید.
مسئولیتپذیر باشید؛ نه بیشازحد، نه خیلی کم
قبول مسئولیت منطقی درباره شکست، اهمیت زیادی دارد. شاید شما از آن دسته افرادی باشید که خود را بهخاطر همه چیز سرزنش میکنند، حتی وقتی تقصیری ندارید. فکر میکنید باید بهتر برنامهریزی میکردید، بیشتر تلاش میکردید یا …. این دیدگاه، مانند شخصیتی فداکار با استانداردهای بسیار سختگیرانه است که کمتر کسی میتواند به آن برسد.
از طرف دیگر، مقصر دانستن کامل دیگران یا شرایط بیرونی هم باعث میشود از شکستها درس نگیرید، حتی اگر سهم کوچکی در آن داشته باشید.
برای مقابله با شکست:
- به همه جوانب ماجرا نگاه کنید.
- ببینید کجا میتوانستید انتخاب بهتری داشته باشید.
- این تجربه را به عنوان یک درس برای آینده خود در نظر بگیرید.
- وقتی به شکستتان فکر میکنید، دنبال دلیل بگردید، نه بهانه.
- دلایل شکست را پیدا کنید و قبول کنید که دفعه بعد چه کار متفاوتی میتوانید انجام دهید.
از تجربه شکستهای افراد موفق درس بگیرید
اگر کمی درباره زندگی افراد بزرگ و معروف تحقیق کنید، خواهید دید که بسیاری از آنها بارها و بارها شکست خوردهاند. برای مثال، بازیگران نقشهایشان را از دست میدهند، ورزشکاران از تیم کنار گذاشته میشوند و کارآفرینان قراردادهایشان رد میشود.
برای مقابله با شکست میتوانید طندگی اسن افراد را مطالعه کنید و ببینید که چگونه توانستهاند دوباره برخیزند و به مسیر خود ادامه دهند. این الگوها و مهارتها میتواند به شما هم کمک کند. دیدن این حقیقت که شکست بخشی از زندگی همه است، میتواند به شما آرامش و انگیزه بدهد.
توماس آلوا ادیسون جملهای معروف دارد:
«من شکست نخوردهام؛ فقط ۱۰ هزار راهی که جواب نمیدهد را پیدا کردهام.»
از هر شکست، فرصتی برای یادگیری بسازید
شکست اگر با دید باز به آن نگاه کنید، میتواند بهترین معلم شما باشد. آیا اشتباه خاصی مرتکب شدهاید؟ یا مجموعهای از اشتباهات باعث شکست شدهاند؟
فکر کنید دفعه بعد چه کار متفاوتی میتوانید انجام دهید. با این کار، شکست تبدیل به تجربهای ارزشمند و درس زندگی میشود که به پیشرفت شما کمک میکند. به جای اینکه شکست را بار سنگینی ببینید که شما را زمینگیر میکند، آن را به عنوان یک پله برای رسیدن به اهدافتان در نظر بگیرید.
یودا در فیلم «جنگ ستارگان» میگوید:
«بزرگترین معلم، شکست است.»

برای ادامه مسیر، یک برنامه واقعی و قابل اجرا طراحی کنید
وقتی اشتباهاتتان را شناختید و درسهای لازم را گرفتید، وقت آن است که برای ادامه مسیر برنامهریزی کنید. هرچقدر بیشتر درگیر مشکلات و اشتباهاتتان شوید، بیشتر درجا میزنید. به جای گفتن «من شکست خوردهام»، به خود بگویید «من توانایی تلاش دوباره را دارم.»
با دانشی که کسب کردهاید، فکر کنید دفعه بعد چه کار متفاوتی میتوانید انجام دهید و برنامهای بریزید که کمک کند این آموختهها را به کار ببندید. مثلا:
- دورهای بگذرانید تا مهارت جدید یاد بگیرید.
- به دنبال شغل جدیدی باشید.
- سرگرمیها یا دوستان جدیدی پیدا کنید.
- از بهترین روانپزشک یا رواندرمانگر کمک بگیرید.
با ترس از شکست روبهرو شوید و از آن عبور کنید
اگر بیشتر عمرتان را صرف فرار از شکست کرده باشید، روبهرو شدن با آن ممکن است برایتان ترسناک باشد. اما رویارویی با این ترس و مقابله با شکست، قطعا حال روخیتان را بهتر میکند. برای اینکار:
- تمرین کنید که بتوانید از منطقه امن خود بیرون بیایید.
- ریسک کند و کارهایی انجام دهید که ممکن است رد شوید یا شکست بخورید.
اینگونه، به مرور خواهید دید که شکست آنقدرها هم ترسناک نیست و میتواند به شما کمک کند ترس از شکست را به شکلی سازنده کنترل کنید و به اهدافتان برسید.
در پایان؛ برای مقابله با شکیت از روانشناس کمک بگیرید
گاهی شکست چنان فشار روانی ایجاد میکند که فرد را ناتوان میکند. اگر پس از شکست احساس میکنید توان ادامه دادن را ندارید، بهتر است برای مقابله با شکست از یک رواندرمانگر کمک بگیرید. چه شکست در زندگی شخصی مثل طلاق باشد، چه در کسبوکار، صحبت با یک روانشناس میتواند به شما کمک کند دوباره به مسیر زندگی عادی و پیشرفت برگردید.
برای مشاوره یا دکتر سعید انصاری یکی از بهترین رواندرمانگران تهران از طریق راه های ارتباطی زیر اقدام کنید .
